القصه ای باران که ما بی توکویریم
تبیان: شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .

شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.

این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:

Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.

Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.

Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.

Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده

- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .

- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .

در ذیل برخی از نمادها كه به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :

نمادهای شیطان پرستی

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف كنیم ، آن وقت یك ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینكه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شكل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .

 

برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)

نمادهای شیطان پرستی

درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یك بز تعبیه شده است كه اقدامی ضد مسیحی ، ‌به این معناست كه مسیحیان معتقدند كه مسیح همچون یك بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینكه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را انتخاب كرده‌اند.

نمادهای شیطان پرستی

 

666: یك سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پیش تاكنون این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده می‌شد .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حكایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین  است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

 

 

 

نمادهای شیطان پرستی

 

نماد صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یك نماد باستانی است كه در برخی فرهنگ‌های دینی همچون كتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است .

 لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به كار رفت ،‌ لكن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی كردند .

نمادهای شیطان پرستی

 

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری نیز به كار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .

 این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و كنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار رفته است .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .

 این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است .

 

 

 

 

پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كرده‌اند .

همچنین گفتنی است كه فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری باستانی استفاده می‌نمودند.

 

 

 

نمادهای شیطان پرستی

 

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یكی از راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته می‌شود كه مسیح مانند بره‌‌ای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد كه « هر چه تخریب كننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است .

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/01/31ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

به طور تصادفی در یکی از کتابخانه های اینترنت این مقاله به چشمم خورد که بسیار جالب است. از شما دعوت می کنم آن را به دقت و با وسواس مطالعه نمایید. خلاصه آن این است که در یک کتاب تاریخی قرون وسطی در بریتانیا، نوشته شده است که در سال 685 باران خون بارید و این دقیقا سال شهادت امام حسین علیه السلام است.

لینک مقاله به فارسی:

     http://ekowsar.blogfa.com/post-58.aspx

لینک مقاله اصلی که به انگلیسی است و توسط دو نفر به نام Hj Hala and Hj Zaynab El-Fatah   نوشته شده است:

 

http://www.victorynewsmagazine.com/AngloSaxonChroniclesLadyZaynabbintAliA.htm

 

لینک آنلاین صفحه مورد نظر در کتاب تاریخ آنگلوساکسون

 

http://www.britannia.com/history/docs/676-99.htm

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

(In the Name of God, The Beneficent, The Merciful)

 

تاریخ آنگلوساکسون و واقعه کربلا

 

The Anglo Saxon Chronicle and The Tragedy of Karbala

 

احسان کوثری نیا                      زهرا اخوان صفایی            اُمید کوثری نیا

 

 

 

معرفی کتاب «تاریخ آنگلوساکسون» برگرفته از دایره المعارف بریتانیکا: «کتاب تاریخ آنگلوساکسون یکی از مهمترین اسناد تاریخی است که از دوران قرون وسطی به جای مانده است. این کتاب ابتدا به فرمان پادشاه آلفرد کبیر در حدود سال 890 میلادی گردآوری شد، و تا اواسط قرن دوازدهم میلادی توسط نویسندگان و مورخین مختلف، وقایع سالهای بعد به آن افزوده شد. ما فکر می کنیم که این کتاب به عنوان کاملترین سند تاریخ بریتانیا از آغاز آن تا دوره حکمفرمایی پادشاه استفن در سال 1154 میلادی باشد. اگرچه این کتاب ممکن است تاریخ فراگیر و بی نقصی نباشد ولی این مساله از ارزش بی بدیل آن در به دست آوردن تصویری روشنتر از تاریخ هزار سال پیش بریتانیا نمی کاهد».

 

قهرمان کربلا، حضرت زینب کبری (س) پس از شهادت برادر بزرگوارش، حضرت سیدالشهداء (ع)، در کوفه خطابه ای شورانگیز به این شرح ایراد فرمود: «ای مردم کوفه، ای فریبکاران، خیانت پیشه گان و گنهکاران، آیا اکنون گریه می کنید؟ خداوند هیچگاه اشکهایتان را نکاهد و قلبهایتان همواره با غم و اندوه همراه باشد. پیمانهای سست شما هیچ اثری از صداقت و راستی ندارد... . با به شهادت رساندن امامتان، کرداری رسوا کننده، ننگ آور و دهشتناک برای شما به ثبت رسید.  آیا با وجود بارش بارانهای خونین از آسمان باز هم تردیدی در شما وجود دارد . به خاطر داشته باشید، عذاب آخرت بسیار دردناکتر و ناگوارتر است».

در این کتاب، برای هر یک از سالهای میلادی، مهمترین وقایع و رخدادهای تاریخی در حد یک تا چند جمله ذکر شده است. همانگونه که مشاهده می شود، در این کتاب در

 

خصوص مهمترین وقایع سال 685 میلادی این جمله گزارش شده است:

"685. In this year in Britain it rained blood, and milk and butter were turned into blood."

 «685، در این سال در بریتانیا باران خون بارید، و شیر و لبنیات به خون تبدیل شد».

لازم است در اینجا به این نکته مهم اشاره کرد که سال 685 میلادی مصادف با تاریخ سخنرانی زینب کبری (س) در کوفه است. ثبت و گزارش یک واقعه مهم تاریخی (یعنی بارش باران خون از آسمان) از یک منبع تاریخی معتبر و مستقل آن هم در سرزمینی دوردست (بریتانیا و انگلستان) بیانگر چند نکته مهم است: 1) اهمیت واقعه، 2) فراگیر و گیتی گستر بودن آن، 3) تاییدی دیگر بر صحت آن. بارش خون از آسمان پس از شهادت سیدالشهداء (ع)، واقعیتی است که در کتابهای تاریخی مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) مکرراً گزارش شده است: «پس از شهادت حسین بن علی (ع)، از آسمان باران خون بارید، به گونه ای چاه ها و دَلوها پر از خون شد». به طور مثال می توان به کتابهای مهم مسلمانان سنی مانند ذخائر العقبی، صص 144، 145، الصوائق المحرقه، صص 116، 192، تذکره الخواص، ص 284 و تفسیر ابن کثیر، ج 9، ص 162 اشاره کرد.       والسلام             15/08/87

مراجع:

 

1-     http://www.britannia.com/history/docs/asintro2.html

2-    http://www.victorynewsmagazine.com/AngloSaxonChroniclesLadyZaynabbintAliA.htm


+ نوشته شده در  شنبه 1390/01/13ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

 

 این همه عاشق وناپیدایی!

                                            مهدیا کاش که رخ بنمایی

می آیدازره مردی سواره

                      برمرکب عشق،جون ماه پاره

                                          اوکه یگانه درعالمین است

                                                             برق نگاهش همچون حسین است

 

 آقاجان!

   سوالی ساده دارم ازحضورت

                   من آیازنده ام وقت ظهورت؟

                                    اگرتوآمدی من رفته بودم

                                                 اسیرسال وماه وهفته بودم

                                                              دعایم کن دوباره جان بگیرم

                                                                                    بیایم دررکاب توبمیرم

 

کوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد

                    شریک غربت ماکیست؟مسافری که نیامد

                                     به پلک پلک نگاهت دخیل خاطره بستم

                                                                   دعاکنید بیایدمسافری که نیامد

  چشم آلوده کجا،دیدن دلدارکجا

                         دل سرگشته کجا،وصف رخ یارکجا

                                            کاش درنافله ات نام مراهم ببری

                                                                    که دعای توکجا،عبدگنه کارکجا

( من المومنین رجال صدقواماعهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظرومابدلواتبدیلا)

برخی ازآن مومنان بزرگ مردانی هستندکه به عهدوپیمانی که باخدابستندکاملاوفاکردند پس برخی برآن عهدایستادگی کردند وبرخی بانتظارمقاومت کرده وهیچ عهدخودرا تغییرندادند

احزاب۲۳

                                            عیدتون مبارک

                                      به امیدظهور

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/05ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

 

       امشب گل خیالم،غرق تب شکفتن

                  امشب من ودوباره،احساس پاک رفتن

                             امشب من وبه یادت تا به سحر نخفتن

                                         درخواب باتوبودن،لبــــــــــــــریزازتو گفتن

                                                                                              

 

                                      

       بربال یک پرنده،درجستجوی دیدار

                    امشب من وپریدن،تاآخرین سپیدار

                                   تاجلوه ی توگردد درآسمان پدیدار

                                                                                   

                                     

         ای مثل عطرباران

               ای فصل آشنایی

                    ای ماه بی قراران

                        با من بگو کجــــایی

                                                     

                ازاولین سپیده،جان عاشقانه باتو

                           تاآخرین شب عشق، دل بی بهانه باتو

                                            امشب رها  زخویشم،تا بیکرانه باتو

                                                      امشب منم که هستم غرق ترانه باتو

                                                                                             

                                        

                ای شوق هستی من

                                   ای غایت وصالم

                                                  بی توگلی نمانده

                                                                 درگلشن خیالم

                                                                              بی تواسیرخاکم

                                                                                          بی توشکسته بالم

                                                                                                                      

                                      

          ای مثل عطرباران         ای فصل آشنایی      ای ماه بیقراران      با من بگو کجایی

             

                                       

آغازولایت منجی عالم بشریت تهنیت باد

                                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/05ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

 

سالروز شهادت یازدهمین اخترتابناک آسمان امامت وولایت تسلیت باد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/04ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

 

آخرالزمان عبارتی ست عربی به معنای "زمانهای بعد"(به فتح خ) و "پایان زمان"(به کسر خ). برخی آخر الزمان را با قیامت یکی دانسته اند. اما آخرالزّمان در اصطلاح یعنی سالیان پایانی یک دوره از حیات بشری و سپس ظهور یک منجی موعود که انتظار او کشیده می‌شود تا تحولی همه جانبه در زندگی یک قوم یا تمام پشریت ایجاد کند و بشریت را وارد دوره جدیدی کند. آخر الزمان به این معنی در داستان های تخیلی و بازی های رایانه ای نیز استفاده شده‌است.

اعتقاد به منجی و آخرالزمان در فرهنگ هر یک ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود. این اعتقاد در دین‌های ابراهیمی‌ از اهمیت و برجستگی بیشتری برخوردار است. موضوع آخر الزمان بخشی از موضوعات اعتقادی این ادیان در مورد پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر است. هر یک از ادیان بزرگ درباره آن پیشگوئی هایی نیز کرده‌اند.

 

دین یهود در

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره‌های بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.

 

در دین مسیح

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده‌است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده‌است:

الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند

بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.

رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.

حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی می‌دهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهالی سخت و زلزله‌است.

 

در آیین زرتشت

در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده‌است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر می‌خوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.

 

در دین اسلام

آخرالزمان در دیدگاه مسلمانان دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان می‌خوانند. اعتقادات مربوط به منجی آخرالزمان از مواردی ست که کمترین اختلافات بین مذاهب مختلف اسلامی در مورد آن وجود دارد.

 

در مذهب شیعه


اگرچه اعتقاد به منجی در دیدگاه شیعه از اهمیّت بالایی برخوردار است اما جزو کم اختلاف ترین مسائل با مذاهب دیگر است  همچنین شیعیان معتقدند که یازدهمین نواده پیامبر ظهور می‌کند و همراه با عیسی مسیح، دجال را نابود می‌کند.

 

منابع

      مطابق انجیل عیسی مسیح قبل از ظهورش، توسط یهود منجی موعود شناخته می‌شد]

مطابق حدیثی از امام رضا که در مجلس مامون عباسی در مناظرهٔ بین ایشان و علمای مسیح مطرح شده، پیامبر اسلام توسط مسیحیان قبل از ظهورش ستوده نامیده شده و پیامبر آخرالرمان خوانده شده که بعد از او پیامبری نخواهد آمد

در دین اسلام در حدیث از پیامبر اسلام دوران قبل از پایان غیبت آخر الزمان نامیده شده:مانند حدیث روبرو از كتاب مهدي موعود ، علامه مجلسي، ترجمه علي دواني،ص 1045:

 

در مذهب شیعه از دین اسلام امامان شیعه نیز در احادیثی این را مطرح کرده اند. مثلاً

امام صادق(ع) طي روايتي به جزئيات علائم و مفاسدي كه در آستانه انقلاب مهدي فراگير جامعه بشري مي گردد اشاره نموده اند كه گويي اين پيشگويي ها مربوط به همين قرن حاضر است

 

در بازی رایانه‌ای سرزمین_مادریداستان با این جمله شروع می‌شود: this is the story of the end time. یعنی این داستان آخرالزمان است. در انتهای بازی آخرین جنگ خونین کهکشان تمام می‌شود و مجاری ارتباط پر سرعت به کل کهکشان کشف می‌شود

 

در قرآن در بسیاری از سوره‌ها در مورد این مقطع از تاریخ بنی اسرائیل سخن گفته شده. مثلاً بقره آیهٔ 49 و 50

علامه حلی. نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی

ماهنامه موعود شماره ۲۹ الی ۴۱ راجع به حوادث دوران آخر الزمان

دائره المعارف بزرگ اسلامی

در ابتدای کتاب عصر ظهور نوشتهٔ علی الکورانی یک بخش مجزا در این مورد آمده

آخرالزمان در مذهب شیعه

علامه مجلسی یک جلد کامل از کتاب بحار الانوارش را به موضوع امامت اختصاص داده

کتاب نجم الثاقب نوشتهٔ حاج میرزا حسن طبرسی نوری مرجع کاملی در مورد اختلاف آراء در میان فرق مختلف اسلامی در موضوع اعتقادات مربوط به ظهور و آخر الزّمان است. این کتاب همچنین به طور جدا در پایان هر مبحث در رد آراء دیگر و اثبات آراء شیعه شخن گفته. کم بودن موارد اختلافی بین فرق اسلامی موضوع مهمی ست که این کتاب به خوبی نشان داده.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/12ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

ارباب! صدای قدمت می آید

                                               هنگامه ی اوج ماتمت می آید

مادرتب داغ غم تو می سوزیم

                                               چندروزدگر،محرمت می آید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

            

فرازهایی ازخطبه پیامبردرروزغدیر:

اقرارمی نمایم که بنده اوهستم وشهادت می دهم برای اوکه اوست پروردگارمن وادامی کنم آنچه راوحی فرموده است به من ، از خوف عقوبت ازاطاعت نکردن آنچه به من نازل شده است.

اینک خداوندوحی فرموده به من:

*( یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یغصمک من الناس...)*

ای مردم! من دررساندن آنچه که خداوندمتعال نازل فرموده است کوتاهی نکرده ام وبرای شما سبب این آیه رابیان می کنم.

هماناکه چندین مرتبه جبرئیل نزدمن نازل شد وازطرف خداوندامرکرد که به من که دراین مکان آگاه کنم هرسفیدوسیاهی راکه علی بن ابی طالب برادروخلیفه وپیشوای شمابعدازمن است.

...

ازرحمت خدابه دوراست هرکه مخالفت کندبااو ومشمول رحمت است هرکه اوراتصدیق نماید. ای مردم ! درقرآن تدبر کنید وآیات ومحکمات آنرابفهمید وبه متشابهات آن عمل نکنید.به خداقسم تفسیرآن را آشکارنمی کند مگرکسیکه دست اوراگرفته وبلندمی نمایم اورابه دست خودوبه شمااعلام می کنم:

«هرکس من مولای اوهستم پس این شخص مولای اوست»

...

«لاومن کنت مولاه فهذاعلی مولاه ،اللهم وال من والاه وعادمن عاداه وانصرمن نصرواخذل من خذله»

...

درباره ی علی(ع) سوره ی «والعصر» وتفسیرآن نازل شده است:

*( به خدایی سوگند که پروردگارعصرقیامت است ،هماناانسان درخسران وزیان است – منظوردشمنان آل محمد میباشند- بجزکسانیکه – به ولایت آل محمد- ایمان آورده اندوعمل صالح – نیکی به برادران دینی وسفلرش یکدیگربه صبردرسختی های زمان غیبت امام غایب ازآل محمد- بجا می آورند.)*

ای مردم خدادرقرآن فرموده است:*(آمنوابالله وبرسوله)* و*(واتبعوا نورالذی انزل معه)*

خدانوررادروجود من وراه من قرارداده سپس دروجودعلی وراه علی وبعدازاودرنسل او خواهدبودتاحضرت مهدی آن کسیکه حق را آشکارنمایدوحقوق ازدست رفته ی مارابه سوی مابرگرداند.

...

به درستیکه اینک من برای شمابیان کردم وبه شما فهمانیدم وبعدازمن این علیست که به شمامی فهماند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/10ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

 

ای راهب کلیسا کمتربزن به ناقوس                        خاموش کن صدارانقاره می زندطوس

آیامسیح ایران کم داده مرده راجان                         بردارجان خودرابامابیابه پابوس

آنجاکه خادمینش ازروی زائرینش                             گردسفربگیرندبابال نازطاووس

میلادخورشیدایران را تبریک می گوییم.

طول عمرازنظردکترهاوزر:

موضوع طول عمردرعصرماباپیشرفت شگفت انگیزی که درعلم پزشکی وغذاشناسی پدیدآمده یک امرساده وحل شده است ازمیان ده هاتن ازپزشکان وغذاشناسان واستادان آزموده که درباره رازطول عمربه تحقیق وبررسی پرداخته انددراینجافقط چندجمله ازنوشته های دکتر(گیلورهاورز)آلمانی مقیم آمریکا که بزرگترین استادغذاشناس کنونی است ازلحاظ خوانندگان می گذرانیم:(من می خواهم بشرعمرطولانی کندبیشتروبهترازلذت زندگانی بهره مند گردد..همانطورکه گفتم قبل ازهرچیز خودم علاقه به عمرطولانی دارم ومی خواهم کمتراز۱۰۰سال عمرنکنم امروزعلم پزشکی به کمک علم تغذیه قیودوحدودعمرراازسرراه برداشته است وماامروزبرخلاف اجدادخودمی توانیم امیدوارباشیم که عمرطولانی کنیم...

درگذشته اگرکسانی عمرطولانی می کردند،درنظرخودآنها ومردم عجیب وخارق العاده می رسید

طبق یک اصل علمی ثابت شده است که هرموجودزنده ای می تواندهفت تاچهارده برابرسنی که به  بلوغ می رسدعمرکند وچون انسان در سن  20 سالگی بالغ می شودپس به خوبی می تواندلااقل 140 سال عمرکند...دانشمندان بسیاری باتجربه ی علمی ثابت کرده اندبه خوبی وآسانی می توان عمرطولانی داشت.

وخلاصه من عقیده دارم که پیری ابتداازکیفیت تغذیه شروع می شودودانشمندانی که درسراسرجهان درباره ی موضوع  طول عمرانسانی مطالعه وتجربه می کنندهزاران دلیل محکم براثبات این ادعااقامه نموده اند ونتیجه گرفته اند که سرچشمه ی جوانی به یک تغذیه خوب وبایک غذای کامل بستگی دارد!

این همان موضوعی است که سالیان درازدانشمندان دینی بااینکه اطلاعی ازعلم پزشکی وغذاشناسی نداشتنددراثبات طول عمرامام زمان گفته اند.دانشمندان مامی گویند:اولاخدااراده کرده امام زمان آخرین سفیرونماینده ی خوددرمیان خلق راتاهزاران سال زنده نگاه داردآیااین کارازخدای قادرمتعال بعیداست؟وآیاخداکه این همه کرات آسمانی، سیارات وثوابت وکهکشانهاباآنهمه مزایاراآفریده وهرکدام راروی نظم بعیدوخیره کننده ای درمدارومسیر خودقرارداده وبه گردش درآورده است ازحفظ سلامتی ونشاط جوانی آخرین سفیرش که خودازاسراربزرگ آفرینش ورازبی نظیرخلقت است،عاجز وناتوان است؟

بعضی ازمعمرین عصرما:

طنطاوی دانشمندمعروف اهل تسنن درجلد17تفسیر(الجواهر)ص225-226شرحی ازپزشکان آنموقع درباره یامکان عمرطولانی آورده وسپس می گوید:

«هنری جنگسن»انگلیسی۱۶۹سال زندگی نمودودرسن۱۱۲سالگی درجنگ «فلورفیلد»شرکت جست «جان بلندی»۱۷۵سال داشت وفرزندانش راکه هریک متجاوزاز۱۰۰سال داشتنددید

«یوحناتنگتون»که درسال۱۷۹۷درگذشت۱۶۰سال زیست وفرزندانی ۱۰۵ساله داشت«تزمابار»۱۵۲سال و«کورتوال»۱۴۴سال درجهان زیستنداخیرانیزمردی سیاه پوست درسن۲۰۰سالگی درگذشت.

درمجله عربی الهلال ص۱۴۴جلداول سال۱۹۳۹وهمچنین درجزء۲سالنامه پارس سال۱۳۱۱شمسی ص۱۰۰تحت عنوان غرائب طبیعت ازیک پیرمردچینی بنام «لی چینگ»نام می بردکه۲۵۲ یا۲۵۳سال داشته است وسن بعضی ازفرزندانش بیش از۹۰سال بوده مطابق نوشته روزنامه های اطلاعات درفاصله سالهای۳۸تا۴۱ازاین افرادطویل العمرنام برده وبعضی راباعکس وتفصیلات نوشته بود:پیرمردی درآمریکادرسن۱۸۰ سالگی وپیرمرددیگری درروسیه درسن۱۵۰ سالگی درگذشت.محمدمبارک مراکشی ساکن الجزایر۱۶۲ساله .سعیداسلام گیلانی مقیم ترکیه۱۴۱ساله.سیدعلی فریدنی۱۸۵ساله.حاج علی خان رودسری۱۵۵ساله وکربلایی ابراهیم حیدرمحله ای۱۴۵ساله رابعنوان نمونه می توان نام بردومطمئنااگربودجه ای رابمنظوریافتن وتحقیق درباره ی اینگونه افرادطویل العمراختصاص دهندپیرمردان ۳۰۰ساله هم درگوشه وکناردنیایافت می شوند.

مجله نامه آستان قدس درشماره سوم خودنوشته است:

«فاضل محترم آقای مجتبی مینوی درکتاب پانزده گفتارمی نویسدکه نویسنده بزرگ جرج برناردشاو زمانیکه ۶۵ساله بودکتابی نوشت ومنتشرکردتحت عنوان (برگردیم به متوشلخ)متوشلخ درمیان اروپاییان مثال برای طول عمراست.تاآنجاکه مینویسد:برناردشاومیگوید:«وایزمن»عالم آلمانی گفته است کهمرگ لازمه ی قوانین طبیعی نیست ودرعالم طبیعت ازعمرابدگرفته تاعمریک لحظه ای همه نوعش هست آنچه طبیعی وفطری است عمرجاودانی وابدی است بنابراین افسانه ی عمر۹۶۹ساله ی متوشلخ نه مردودعقل است ونه مردودعلم!درهمین ودره خودمامیزان طول عمربالارفته است ودلیلی ندارد که بعدازاین هم بالاترنرود ویک روزبیایدکه بشرعمر۹۰۰ساله داشته باشد»

ونیزمجله ی الهلال درجزء۵ص۶۰۷-۱۹۳۰یعنی ۳۵سال پیش می نویسد:یکی ازپزشکان انگلیسی توانست باابتکارات طبی خودجوجه مرغ راتا۱۷سال زنده نگاه داردوهم می نویسدبرخی دانشمندان توانسته انداین  آزمایش رادرباره ی حشرات انجام دهندوعمرطبیعی آنهاراتا۹۰۰برابرافزایش دهندبدینگونه که حشره راازآلوده شدن به سم ومقابله بادشمن وکم شدن حرارت بدن که مایه حیاتی آنست حفظ کند!

بنابراین اگربه گفته ی دکترهاورزعمرطبیعی افرادرا۱۴۰سال فرض کنیم امکان اینکه یک نفر چندهزارسال عمرکندهست

چندوقت پیش یکی ازپزشکان کشوررومانی بنام پروفسور«آنااصلان»دارویی ازترکیبات نوکائین برای درمان پیری کشف کرده که پس ازتکمیل دردسترس جهانیان قرارخواهدگرفت.

این خبردرمحافل مختلف دنیا موردبحث واقع شدکاشف این دارومعتقداست که این داروروی سلولهای بدن انسان تاثیرخاصی داردوآنراجوان می کندوطبعا عمرخودراازسرمی گیردوچون پیری جزفرسودگی وپیرشدن سلولهای بدن نیست به این وسیله درمان می یابد.

چندسال پیش نیزاین خبردردنیاانتشاریافت که یکی ازدانشمندان فرانسه طی مطالعات خوددرباره ی زنبورعسل به این نتیجه رسیده که مشاهدات نشان میدهدکه عمرملکه کندو به مراتب ازافرادعادی زنبورهابیشتراست واین مطلب مربوط به تغذیه ی ملکه ازعسل خاصی است که کارگران کندو برای اوتهیه میکنندواین عسل شاهانه نصیب دیگران نمی شوددانشمندمزبورازمطالعات خودنتیجه گرفته بودکه اگربتوان آن عسل مخصوص رابه مقدارکافی دراختیاربشرگذاشت سالیان درازی برعمراوافزوده خواهدشدو یک عمرطولانی وغیرعادی پیدامی کندوهیچ بعدی نداردروزی نتایج مثبتی ازاین مطالعات عائد  جامعه بشری گردد.

موضوع طول عمرامام زمان درزمان شیخ صدوق متوفی به سال۳۸۱یعنی تقریبا۱۰۰سال بعدازغیبت امام زمان موردگفتگوودستاویزدشمنان شیعه بوده است بطوریکه صدوق آن عالم نامدارشیعه درصددبرآمده ودر(کتاب کمال الدین)آن همه مطالب تاریخی وتحقیقی راجع به وجوداشخاص طویل العمردرپاسخ آنهانقل کرده واستدلال نموده است.بعدازصدوق محمدبن ابراهیم نعمانی .ُشیخ مفید.سیدمرتضی کراجکی .شیخ طوسی وسایزبزرگان مادرکتاب های غیبت وکلامی خود هریک به شرح وبسط این مطلب پرداخته پاسخ های ذی قیمتی داده اند.

البته علمای مادرآن زمان وزمانهای متاخراین مطالب پرارزش تاریخی رافقط ازتواریخ عرب وایران وتورات که دردسترس داشته اندگرفته انداگرآنهابرزبانهای خارجی آشنایی داشتندمی توانستندمعمرین بیشتری رابه مامعرفی کنندوازنظرعلمی وپزشکی بحث های جالبی بنمایندهمانطورکه گفتیه شددرهمین عصرنیزراه اثبات مطلب کاملابرای منکرین آماده است واین ایرادازنظرعلمی پایه محکمی ندارد.

     حکیمی کاین جهان پاینده دارد                                       تواندحجتی رازنده دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

 

 

درغیبت شیخ طوسی ازبشربن سلیمان برده فروش که ازفرزندان ابوایوب انصاری ویکی ازشیعیان مخلص حضرت امام علی النقی وامام حسن عسکری ودرسامره همسایه حضرت بود روایت کرده که گفت : روزی کافور غلام امام علی النقی نزد من آمدومرااحضارکرد چون به خدمت حضرت رسیدم فرمود: ای بشر! توازاولادانصارهستی دوستی شما نسبت به مااهل بیت پیوسته میان شما برقرار است  بطوریکه فرزندان شما آنرا به ارث می برندو شماموردوثوق ما می باشید.

می خواهم ترا فضیلتی دهم که درمقام دوستی باما واین رازی که باتودرمیان می گذارم برسایر شیعیان پیشی گیری.

سپس نامه ی پاکیزه ای به خط وزبان رومی مرقوم فرمودوسرآنرا با خاتم مبارک خودمهرنمودوکیسه ی زردی که220اشرفی درآن بودبیرون آورد وفرمود: اینرا گرفته  به بغداد می روی وصبح فلان روزدرسر پل فرات حضورمیابی.

چون کشتی حامل اسیران نزدیک شدواسیران رادیدی می بینی بیشترمشتریان فرستادگان اشراف بنی عباس وقلیلی ازجوانان عرب می باشند.دراین موقع مواظب شخصی بنام عمربن زیدبرده فروش باش که کنیزی راباوصافی مخصوص که ازجمله دولباس حریرپوشیده وخودراازمعرض فروش ودسترس مشتریان حفظ می کند،به مشتریان عرضه می دارد.

دراین وقت صدای ناه ی اورابه زبان رومی از پس پرده ی رقیقی می شنوی که براسارت وهتک حرمت خود مینالد یکی ازمشتریان به عمربن زیدخواهدگفت :عفت این کنیزرغبت مرابوی جلب نموده اورا به سیصددیناربه من بفروش کنیزک به زبان عربی می گوید: اگرتوحضرت سلیمان ودارای حشمت اوباشی من به تورغبتی ندارم بیهوده مال خودراتلف مکن.

فروشنده می گوید پس چاره چیست؟منناگزیرم ترابفروشم. کنیزک می گوید:چرا شتاب می کنی؟بگذارخریداری پیداشودکه قلب من به وفوامانت اوآرام گیرد.

دراین هنگام نزدفروشنده برو وبگومن حامل نامه ی لطیفی هستم که یکی ازاشراف بخط وزبان رومی نوشته وکرم ووفاوشرافت وامانت خودرادرآن شرح داده است نامه رابه کنیزک نشان بد هتادرباره ی نویسنده ی آ« بیندیشداگربه وی مایل گردیدوتو نیزراضی شدی من به وکالت اوکنیزک را می خرم.

بشربن سلیمان می گوید : آنچه امام علی النقی فرمودامتثال نمودم چون نگاه کنیزک به نامه ی حضرت افتاد سخت بگریست سپس روبه عمربن زیدکردوگفت :مرابه صاحب این نامه بفروش وسوگندیادنمودکه اگرازفروش او به صاحب نامه امتناع نمایدخودراهلاک خواهدکرد من درتعیین قیمت اوبافروشنده گفتگوی بسیارکردم تابه همان مبلغ که امام به م داده بودراضی شد.

منم پول رابوی تسلیم نمودم وباکنیزک که خندان وشادان بودبه محلی که دربغداداجاره کرده بودم آمدیم درآن حال با بی قراری بسیارنامهی امام رااز جیب بیرون آورده می بوسیدوروی دیدگان ومژگان خودمی نهادوبربدن وصورت خود می کشید.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 4:22 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

سلام عیدتون مبارک

 

ایندفعه مطلبی درباره تولدآقاازکتاب بحارالانوار نوشتم

بخشی ازاونودراین صفحه وبقیشودرادامه مطلب بخونید

                      ولادت باسعادت حضرت ولی عصر

کلینی درکتاب «کافی»روایت نموده است که : ولادت باسعادت وجود

اقدس امام زمان درسال255هجری روی داده است .

شیخ صدوق در «کمال الدین» نقل کرده است که چون مادرامام عصر

حامله گشت حضرت امام حسن عسکری بوی فرمود : پسری می آوری

 که نامش محمدوپس ازمن جانشین من خواهدبود.

وهم صدوق درکمال الدین ازاستادش ابن ولیدقمی واوازمحمدبن عطاراز

حسین ابن رزق الله ازموسی بن محمدبن القاسم بن حمزه بن الامام 

 موسی بن جعفرواوازحکیمه خاتون دخترامام محمدتقی  روایت نموده

 که گفت : امامحسن عسکری مراخواسنت وفرمود: عمه!امشب نیمه

شب شعبان است نزدماافطارکن که خداونددراین شب فرخنده کسی

بوجودمی آوردکه حجت اودرروی زمین می باشد. عرض کردم مادراین

 نوزادمبارک کیست؟فرمود : نرجس.گفتم فدایت گردم ! اثری ازحاملگی

درنرجس خاتون نیست . فرمود : همین است که می گویم .

سپس به خانه حضرت درآمدم سلام کرده نشستم ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

(اناالمهدی انا قائم الزمان انا الذی املاها عدلا کما ملئت جورا ان الارض

 لاتخلفو من حجة ...)

 «من مهدی هستم من قائم زمان می باشم من کسی هستم که

 سراسرزمین راهمانگونه که پرازظلم وجورشده پرازعدالت می کنم»

                          تانسوزم...

                             تانسوزانم

                                     تامبادابی هواخاموش...

 پس چگونه بی امان روشن نگه دارم

         سالهااین پاره آتش رادرکف دستم؟

                                            تابدانم همچنان هستم!

                                                                          قیصرامین پور

                                                                                   

 

 (...فما ارغم انف الشیطان بشیء مثل الصلاة فصلهاوارغم انف الشیطان.)

 هیچ چیزی مانندنمازبینی شیطان را به خاک نمی مالد پس نمازبخوان

 وبینی شیطان رابرخاک بمال

توصف حضرت مهدی(عج):زره دانش برتن داردوباتمامی آداب وباتوجه

ومعرفت کامل آنرافراگرفته است.حکمت،گمشده ی اوست که همواره درجستجوی

آن می باشدونیازاوست که دربدست آوردنش می پرسد.درآن هنگام که اسلام

غروب می کندوچونان شتری درراه مانددم خودرابه حرکت درآورده گردن به

 زمین می چسباند.اوپنهان خواهدشداوباقی مانده ی حجت های الهی وآخرین

جانشین ازجانشینان پیامبراست.

خدنیاپس ازسرکشی به ماروی می کندچونان شترماده ی بدخوکه به بچه ی

 خودمهربان گرددواراده کردیم که برمستضعفین زمین منت گذارده آنان راامامان

 ووارثان حکومت هاگردانیم.

ن..چون آنگونه شود پیشوای دین قیام کندپس مسلمانان پیرامون اوچونان

 ابرپاییزی گردآیند.

                                                       نهج البلاغه

      

         ای غایب ازنظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی وبه دل دوست دارمت                                 

           محراب ابرویت بنماتاسحرگهی                         

                   دست دعابرآرم ودرگردن آرمت               

                           می گریم ومرادم ازاین سیل اشکبار

                                    تخم محبتی است که دردل بکارمت (حافظ)

                                                                      

     ¤ چه انتظارعجیبی!                                                   

                    توبین منتظران هم عزیزمن چه غریبی...!عجیبترکه چه آسان نبودنت شده

 عادت

چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی                                         

                      فقط نشسته وگفتیم                        خداکندکه بیایی

                

          

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

دلم می خواهدبربال های بادبنشینم وآنچه راکه پروردگارجهانیان پدیدآورده

 زیرپاگذارم تامگرروزی به پایان این دریای بی کران رسم وبدان سرزمین که

 خداوند سرحدجهان خلقتش قرار داده است فرودآیم.

ازهم اکنون دراین سفردورودرازستارگان رابادرخشندگی جاودانی خود

می بینم که راه هزاران ساله رادردل افلاک می پیمایندتابه سرمنزل غایی سفرخودبرسند                                                                     

...امابدین حداکتفانمی کنم وهم چنان بالاترمی روم بدانجامی روم که

دیگرستارگان فلک رادرآن راهی نیست

دلیرانه پادرقلمروبی پایان ظلمت وخاموشی می گذارم وبه چابکی نور،

شتابان ازآن می گذرم

                                                   

 ناگهان وارددنیایی تازه می شوم که درآسمان آن ابرهادرحرکتند

ودرزمینش رودخانه ها بسوی دریاها جریان دارند،دریک جاده خلوت،

راهگذاری به من نزدیک می شود؛می پرسد:(ای مسافربایست.

باچنین شتاب به کجامی روی؟) می گویم:(دارم بسوی آخردنیا

سفرمی کنم می خواهم بدانجاروم که خداوندآنراسرحددنیای خلقت

قرارداده است ودیگردرآن ذی حیاتی نفس نمی کشد) می گوید:

(اوه بایست بیهوده رنج سفررابرخویش هموارمکن مگرنمی دانی

که داری به عالمی بی پایان وبی حدوکران سفر می کنی وقدم می گذاری؟)

ای فکردورپروازمن!         بالهای عقاب آسایت راازپروازبازدار وتو ای

کشتی تندروخیال من !

همین جالنگرانداز

                          زیرابرای توبیش ازاین اجازه ی سفرنیست.

                                    یوهان کریستف فریدریش شیللر

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

...قطارمی رود

                 تومی روی

                                تمام ایستگاه می رود

ومن

             سال های سال

   درانتظارتو...

                                        کناراین قطاررفته ایستاده ام

                 وهمچنان

                                 به نرده های ایستگاه رفته

                                                                              تکیه داده ام!

                             

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

ای فروغ ماه حسن ازروی رخشان شما
                                                   

                                                    آبروی خوبی ازچاه زنخـــــــــــــدان شما
عزم دیدارتوداردجان برلــــــــــــــــب آمده
                                                   

                                                    بازگرددیابرآیدچیست فرمــــــــــــان شما
کس به دورنرگست طرفی نبست ازعافیت
                                                   

                                                   به که نفروشدمستوری به مسـتان شما
بخت خواب آلودمابیدارخواهدشدمــــــــــگر
                                                  

                                                   زان که زدبردیده آبی روی رخشـان شما
باصباهمراه بفرست ازرخت گلــــدسته ای
                                                  

                                                   بوکه بویی بشنویم ازخاک بســتان شما
عمرتان بادومرادای ساقیان بزم جــــــــــــم
                                                   

                                                   گرچه جام مانشدپرمی به دوران شــما
دل خرابی می کنددلدارراآگـــــــــــــــه کنید
                                                    

                                                    زینــهارای دوستان جان من وجان شما
کی دهددست این غرض یارب که همدستان شوند
                                                  

                                                    خاطــــــــــرمجموع مازلف پریشان شما
دوردارازخاک وخون دامن چوبرمابگـــــــــذری
                                                    

                                                     کاندراین ره کشته بسیارندقربـــان شما
گرچه دوریم ازبساط قرب همت دورنیــست
                                                   

                                                      بنده شاه شماییم وثنـــــــــاخوان شما
ای شهنشاه بلنداخترخداراهمـــــــــــــتی
                                                    

                                                      تاببوسم همچواختـــــرخاک ایوان شما
می مندحافظ دعایی بشنوآمینی بگو
                                                   

                                                     روزی مابادلعل شکــرافشان شما

                                  حضرت حافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/25ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

                     

                                                                  

                                                       

روزهانونشده کهنه ترازدیروزاست

                                           گرکندیوسف زهرانظری نوروزاست

                                                                                        لحظه هادرتپش تاب وتب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هرروزاست

                                          ای خداکاش شودسال نوام عیدفرج

                                                                                 که نگاهم نگران منتظرآن روزاست    

                                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/10ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

چه انتظارعجیبی!

                       توبین منتظران هم٬عزیزمن چه غریبی!

عجیب ترکه چه آسان٬نبودنت شده عادت...چه بی خیال نشستیم نه کوششی٬نه وفایی...

فقط نشسته وگفتیم«خداکندکه بیایی»

سالروزتاجگذاری آقای خوبیها حضرت صاحب العصروالزمان را به همه ی عاشقان آن حضرت تبریک می گوییم

چشم مست توعجب جلوه گه بیداداست

                 خم ابروی توسرمشق کدام استاداست

                                     خم ابروی تورادیدم ورفتم به سجود

                                                        صیدرازنده گرفتن هنرصیاداست

اندکی صبر.......سحرنزدیک است

ای غایب ازنظربه خدا می سپارمت

جانم بسوختی وبه دل دوست دارمت

                                                      محراب ابرویت بنما تاسحرگهی

                                                      دست دعابرآرم ودرگردن آرمت

می گریم و مرادم ازاین سیل اشکبار

                                                      تخم محبتی است که دردل بکارمت

                                                (حافظ)

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/16ساعت 7:38 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

...ودیگرحکایتی است که:یکی ازافاضل کرام وثقات اعلام بمن خبرداد.

اومی گفت :شخصی که من به اواطمینان دارم این حکایت راازکسی که اورا موثق می دانست و بسیارمی ستود ،نقل کردوگفت:موقعی که شهربحرین درتصرف فرنگیان بود،شخصی ازمسلمین رابه حکومت آنجا گماشتندتا موجب آبادی بیشترآنجاشودوبهتربتواندبه وضع اهالی رسیدگی کند.این والی مردی ناصبی بود.بعلاوه وزیری داشت که تعصبش ازوی بیشتربودوزیرنسبت به اهل بحرین که دوست داراهل بیت بودند،اظهاردشمنی می کردوبرای نابودی وزیان رساندن به آنهاحیله ها می انگیخت.

یک روزوزیر درحالیکه اناری دردست داشت نزد والی رفت واناررابه او داد والی دید برروی پوست انارنوشته است :لااله الاالله محمدرسول الله ابوبکروعثمان وعلی خلفاء رسول الله.وقتی به دقت آنرانگریست دیدکه این عبارت به طورطبیعی در پوست انارنوشته شده است  بطوریکه گمان نمی رفت ساخته ی دست بشرباشد وازاین حیث درشگفت ماند!والی به وزیر گفت :این دلیل روشن وبرهان محکمی است برابطال رافضی ها(شیعیان)نظرتودرباره ی مردم بحرین چیست؟وزیرگفت این جماعت متعصب می باشندومنکر دلایل هستند امرکن آنهاراحاضرنمایند واین اناررابه آنهانشان بده اگرپذیرفتندوبه مذهب مادرآمدندشماثواب فراوان برده اید وچنانچه نپذیرفتندوهمچنان برگمراهی خودباقی ماندندآنهارادرقبول یکی ازسه چیزمخیرگردان:یا حاضرشوندباذلت وخواری مثل یهودونصاری جزیه بدهندویاجوابی برای این دلیل روشنی که نمی توان آنرا نادیده گرفت بیاورند ویااینکه مردان آنها کشته شوندوزنان واولادایشان اسیرگردندواموالشان را به غنیمت گیریم.

والی رای وزیررامورد تحسین قراردادوفرستادعلماوافاضل ونیکان ونجباوبزرگان شیعه بحرین رااحضار نمودندواناررابه آنهانشان دادوگفت اگرجواب کافی وقانع کننده ای نیاورید یاباید کشته شوید واسیرگردید و اموالتان ضبط شودویاهمچون کفارجزیه بپردازید .آنهاچون اناررادیدند سخت متحیرگشتندونتوانستندجواب شایسته ای بدهندرنگ صورتشان پریدوبندهاشان به لرزه افتاد.

سپس بزرگان آنهابه والی گفتند:سه روزبه مامهلت بده شایدبتوانیم جوابی که موردپسندواقع شود بیاوریم وگرنه هرطورمی خواهی میان ما حکم کن والی هم به آنهامهلت دادرجال بحرین درحالیکه هراسان ومرعوب ومتحیربودندازنزد والی بیرون آمده مجلس گرفتند وبه مشورت پرداختند.آنگاه بناگذاشتندکه ازمیان صلحا وزهاد ده نفروازمیان آن ده نفرهم سه نفرراانتخاب کنند.چون چنین کردندبه یکی ازآن سه نفرگفتندتوامشب رابروبیابان وتاصبح مشغول عبادت باش وازخداوند به وسیله یامام زمان یاری بخواه !اوهم رفت و شب را به صبح آوردوچیزی ندیدناچاربرگشت وجریان را به آنها اطلاع داد.

شب دوم نفردوم رافرستادندواونیزمانند شخص نخست برگشت و خبری نیاوردوبراضطراب وپریشانی آنهاافزود .آنگاه نفرسومی راکه مردی پاک سرشت ودانشمندبودونامش محمدبن عیسی بودخواستندو او شب سوم راباسروپای برهنه روی به بیابان نهاد.آن شب شب تاریکی بود محمدبن عیسی تمام شب رامشغول دعاوگریه و توسل به خدابودکه شیعیان راازآن بلیه رهایی بخشد وحقیقت مطلب رابرای آنان روشن سازد وبرای تامین منظور متوسل به حضرت صاحب الزمان(عج)گردید.

درآخرشب ناگاه مردی اورامخاطب ساخته ومی گوید :ای محمدبن عیسی چه شده که تورابدین حالت می بینم و برای چه به این بیابان آمده ای؟گفت ای مرد مرا به حال خود واگذارمن برای کاربزرگ ومطلب مهمی بیرون آمده ام که آنرا جزبرای امام خود نمی گویم وشکوه آنرا نزد کسی می برم که این رازرا برمن آشکار سازد .گفت :ای محمد بن عیسی !صاحب الامرمن هستم مقصودت رابگو.گفت اگرتوصاحب الامر می باشی  داستان مرا می دانی ونیازی نداری که من آنراشرح بدهم .فرمود:آری تو به خاطر مشکلی که اناربرای شما ایجادکرده ومطلبی که برآن نوشته شده وتهدیدی که والی نموده است به بیایان آمده ای.

محمدبن عیسی وقتی این راشنید به طرف اورفت وعرض کرد:آری ای آقای من !شما می دانید که ما چه حالی داریم شماامام وپناهگاه ما می باشید وقادرهستید که این خطرراازما برطرف سازید به دادما برس!

حضرت فرمود:ای محمدبن عیسی وزیرملعون درخت اناری درخانه ی خوددارد قالبی ازگل به شکل انار دردونصف ساخته و درهرنصفی ازآن قسمتی ازآن کلمات رانوشته است آنگه آن قالب گلی راروی انار نهاده  ودروقتی که انارکوچک بوده درآن گذاشته ودرآنرا محکم بسته است آنگاه به مرورکه اناربزرگ شده آن نوشته درپوست انارتاثیربخشیده تا به این صورت درآمده است!فردامی روی نزدوالی وبه وی می گویی :جواب توراآورده ام ولی حتمابایددرخانه ی وزیرباشدوقتی به خانه ی وزیررفتید به سمت راست خودنگاه کن که غرفه ای می بینی آنگاه به والی بگو:جواب تو درهمین غرفه است وزیر می خواهدازنزدیک شدن به غرفه سرباززند ولی تو اصرارکن و سعی کن که ازآن بالا بروی وقتی دیدی وزیرخودش بالارفت تو هم بااوبالا برو واوراتنهامگذارمباداازتوجلوبیفتد!

هنگامی که واردغرفه شدی دردیوارآن سوراخی می بینی که کیسه ی سفیدی درآن است آنرابردار که خواهی دید قالب گلی انار که برای این نقشه ساخته است درآن کیسه است  سپس آنراجلوی والی نهاده وانارمعهود رادر آن بگذارتاحقیقت مطلب برای اوروشن گردد.

ونیزبه والی بگو :مامعجزه ی دیگری هم داریم و آن اینکه داخل این انارجزخاکسترودود چیزی نیست اگر می خواهی صحت آنرابدانی به وزیر بگوآنرا بشکند وقتی وزیرآنرا شکست دودوخاکسترآن به صورت وریش او می پاشد

وقتی محمدبن عیسی این سخنان راازامام شنید بسیارمسرورگردید ودست مبارک امام رابوسید وبامژده و شادی مراجعت نمود چون صبح شد رفتند به خانه ی والی وهمانطورکه امام دستورفرموده بود عمل کرد سپس والی رو کرد به محمدبن عیسی وپرسیدچه کسی این را به تو خبرداد؟گفت امام زمان ما وحجت پروردگار . پرسید امام شماکیست؟او هم یک یک ائمه را به وی معرفی کردتابه امام زمان صلوات الله علیه رسید .

والی گفت دستت را دراز کن تامن گواهی دهم که نیست خدایی مگرخداوند یگانه و اینکه محمدبنده و پیامبر اوست خلیفه بلافصل بعدازاو امیرالمومنین(ع)است آنگاه اقراربه تمام ائمه تاآخرآنها نمود وایمانش نکو گشت .

سپس دستوردادوزیررا به قتل رسانند وازمردم بحرین معذرت خواست و نسبت به آنها نیکی نمود وآنها را گرامی داشت ناقل حکایت گفت :این حکایت نزداهل بحرین مشهوروقبر محمدبن عیسی درآنجا معروف است ومردم به زیارت آن می روند.

بحارالانوار-جلد سیزدهم  صفحه ی940

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

السلام علیک یااباعبــــــــــــــدالله...

وقتی به گذشته ها ی دورمی نگریم، وقتی که به صحرای کربلا در آن روزپامی گذاریم،

و

   هنگا می که درآن ظهرگرم میدان جنگ وخون رامی بینیم،

                               مظلومیت حسین(ع)رانه باچشم سر...بلکه باچشم دل می بینیم

حتمادردل می گوییم که ای کاش من درآن زمان بودم وبه سوال(هل من ناصرینصرنی)امامم پاسخ می دادم...

امــــــــــــــــــــــــــــــا...

وقتی خوب به جهان اطرافمان نگاه کنیم ،می بینیم که امروزهم همان عــــــــــــــــــاشوراست

با همان پیشواوهمان یاران نیمه راه...

   اگرباگوش دل گوش کنی می شنوی صدای اورا:

                                        (کیست مـــــــــرایاری کند)

 تودرکربلایی...تودرعاشورایی...پس چرامنتظری؟!چرابه گفته هایت عمل نمی کنی؟چرابه امامت پاسخی نمی دهی؟

ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد                                  ازبس که دیرماندی چون شام روزه داران

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

عيدولايت وامامت مبـــــــــــــــــــــــــــــارک

درکوچه پس کوچه هاي ذي الحجه نفس ها باقدم هاي رسول خداقوت گرفت تابرسيددرمنزلگاه اصلي، ??ذي الحجه؛نفس هاحبس،قدم هامحکم،آري؛ولايت وامامت باعزت وافتخارشروع شدامري که بردشمنان سنگين تمام گرديدمبارک باداين ولايت ...

                                                      مبارک باداين امامت...

                                                                                 مبارک باداتمام رسالت ونبوت...

 ولايتي که پيوسته شد به ولايت آقـــــاامام زمان(عج)

اماپس............................................

آيااين ولايت درفرزندان زهــــــــــــــــــــراگرامي داشته شد؟!!!!!!

 عدل علي راباشمشيروشهادت استقبال کردند...

عـــــــــدل حسن...

                        عــــــــــــدل حسين...

واي...

واي...

صداي سم اسبان رامي شنوي؟

 آياصداي چکاچک شمشيررامي شنوي؟

آياهلهله ي لشکردشمن رامي شنوي؟

آياصداي هل من ناصرينصرني را مي شنوي؟

 ميزان عاشقي راچگونه تفسيرکنيم...

تهنيت ديروزغديرراباچکاچک شمشيرپاس داشتند.

اماپس...

            چون علي آيينه ي عدل است وداد

                                                                دست دردست علي بايد نهاد

اماپس...

                                     الغوث والامان                         ياصاحب الزمان

ديگه بسه ديگه بسه انتظار

                               ابررحمت به سردنياببار

                                                        شب تاره شب تاره شب تار

                                                                                         آسمون خورشيدوبرداروبيار

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/06ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

بشـــنوازنی چون حکایـت می کند                                      وازجداییهاشکایـــــــت می کند

کزنیـســـــــــــــتان تامراببریده اند                                      ازنفیرم مردوزن نا لیــــــــده اند

سیــــنه خواهم شرحه شرحه ازفراق                               تابگویم شرح درداشـــــــــــتیاق

هرکسی کاودورماندازاصـل خویش                                     بازجوید روزگاروصــــل خویش

من به هرجمعیــــــــــتی نالان شدم                                  جفت بدحالان وخوش حالان شدم

هرکسی ازظن خودشــــــــدیارمن                                    ازدرون من نجست اســـــــرارمن

سرمن ازناله ی من دور نیـــــــست                                   لیک چشم وگوش راآن نورنیست

تن زجان وجان زتن مستورنـــیست                                    لیک کس رادیدجان دستورنیست

آتش است این بانگ نای ونیست باد                                   هرکه این آتش نداردنیــــــست باد

آتش عشق است کانــــــــدرنی فتاد                               جوشش عشق است کانــدرمی فتاد

نی،حریف هرکه ازیاری بـــــــــــرید                                  پرده هایش پرده های ما دریـــــــد

همچونی زهری وتریــــاقی که دید؟                                همچونی دمسازومشــتاقی که دید؟

نی حدیث راه پرخـــــــــــون می کند                               قصه های عشق مــــــجنون می کند

محرم این هوش جزبی هوش نـــیست                          مرزبان رامشــــتری جزگوش نیـــست

درغم مــــــــــاروزهابی گاه شـــــــــد                            روزهابـــاســــوزهاهمــــراه شـــــــد

روزهاگررفـــــــت گوروباک نــــــــیست                           توبمــــــان ای آنکه چون توپاک نیست

هرکه جــــــزماهی زآبــــــش ســـــیرشد                     هـرکـــه بی روزی است روزش دیرشد

در نیــــــــــــــــابدحال پخته هیچ خـــــام                        پس ســــخن کوتاه باید،والســـــلام

                               

                                       

                         

                         

 

                          

                           

 

                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

راهنماي شماره ي اعداد نام هاي چهارده معصوم

جهت ختم صلوات :

نام مبارک رسول الله (ص) : 92 .

نام مبارک امام علي (ع) : 110 .

نام مبارک حضرت فاطمه (س) : 135.

نام مبارک امام حسن (ع) : 118 .

نام مبارک امام حسين (ع) :  128 .

نام مبارک امام سجاد (ع) : 110 .

نام مبارک امام محمد باقر(ع) : 92 .

نام مبارک امام صادق (ع) : 353 .

نام مبارک امام موسي بن جعفر (ع) : 116 .

نام مبارک امام رضا (ع) : 110 .

نام مبارک امام جوادالائمه (ع) : 92 .

نام مبارک امام هادي (ع) : 110 .

نام مبارک امام حسن عسگري (ع) : 118 .

نام مبارک امام عصر (عج) : 59 .

نام مبارک حضرت زينب (س) : 69

نام مبارک  حضرت عباس(ع) : 133 

مادر حضرت عباس (ع) : 135

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/08ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

انتظار يك بن‏بست اجتماعى نيست‏بلكه يك رودخانه جارى از حقايق اجتماعى است. انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است. انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست. اميد به آينده است. اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براى تثبيت وضع موجود نيست‏بلكه تلاشى است‏براى بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن. بنابراين جامعه منتظر، جامعه‏اى است پويا، رو به تكامل و متمايل به بهتر و انسانى زيستن و فرد منتظر بايد هميشه در حال گريز از وضع موجود و تلاش براى فردايى بهتر از امروز باشد بايد بر عليه هرچه شر است‏بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تاسف است كه در جامعه‏اى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتى‏ها منتظر چنين انسان والا و وارسته‏اى باشيم كه اين نه شرط ادب است، نه شرط ميهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس بايد به‏پاخيزيم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/08ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

 

التماس دعا


در بيشتر اديان الهي از ظهور منجي در اخرالزمان ياد شده است .


ظهوري که با خود عدل و داد و خير و خوبي به همراه دارد. ظهوري که باعث نابودي اهل باطل مي شود. ظهوري که قانون مقدس الهي را در جهان حاکم مي کند.


 


در کتاب ((اوستا)) و ((زند)) زرتشتيان، ((شاکموني)) و ((ديد)) هنديان، ((دادتک)) و ((پاتيکل)) برهماييان و در کتب مقدس بودائيان، در مزامير ((زبور)) منسوب به حضرت داوود  و در فصول ((تورات)) منسوب به حضرت موسي و اسفار ((انجيل)) منسوب به حضرت عيسي و... سخن از ظهور منجي بشريت و مصلح کل و بر هم زننده بساط ظلم و ستم و تشکيل دهنده حکومت واحد جهاني مبتني بر پايه هاي عدالت نويد داده شده است.


 


و همچنين در هر آئين نامي را به او اختصاص داده اند.


 


در آئين زرتشت از او به نام ((سوشيانت)) يا ((سوشيانس))(نجات دهنده بزرگ جهان) ، در ميان يهوديان به نام ((ماشيع))(مهدي بزرگ) و در آئين هندي به نام (( آواتارا )) و در آئين بودايي به نام ((بوداي پنجم)) و در ميان برهماييان به نام ((ويشنو)) و در کتاب شاکموني از کتب مقدس هنديان به نام ((فرزند سيد دو جهان)) و در کتاب مقدس  دادتک برهماييان به نام ((آخرين وصي ممتاطا)) (محمد) و در کتاب پاتيکل به نام ((راهنما))(هادي،مهدي) تعبير نموده اند.


 


و اهالي صربستان در انتظار ((مارکوکراليويچ))، ساکنان جزاير انگلستان در انتظار ((ارتور))، ايرانيان باستان در انتظار ((گرزاسپه))، يونانيان در انتظار ((کالويبرگ))، اقوام اسکانديناوي در انتظار ((اودين))، اقوام اروپايي مرکزي در انتظار ((بوخص)) و اقوام آمريکاي لاتين در انتظار ((کوتزلکوتل)) و چيني ها در انتظار ((کرشنا)) به سر مي برند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه 

 

 

اگرچه تاخير نمايد برايش منتظر باش ، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد... بلكه جميع امت ها را به نزد خود جمع ميكند و تمامي قوم ها را براي خويشتن فرا مي آورد...

 

 

...زيرا كه شريران منقطع خواهند شد ، و اما منتظران خداوند،وارث زمين خواهند شد ،هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

می دونید که چه خبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره؟

                                                

ســــــــــــــــالروز تاج گذاری وولایت صاحب العصر وزمان آقای خوبیها حضرت مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را به عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم مسلمین جهان تبریک وتهنیت عرض می کنیم.

 

                                                  

                                                                                                                                           

              

      

                                        

 

                                             

وهمگی با هم می گوییم

                                 آقای خوبیها دوستت داریم

                            و برای ظهور شما دعا میکنیم

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین

                 

                                                                                                                                      

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/25ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

                          

                                                      

                                                                                

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/25ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 9:55 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

سلام

 

کجایی گل نرگس که بیایی و انتقام جدتون و بگیرید؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

سلام سلام

عیدسعید قربان برهمگان مبارک.

شب یلداهم همین طور

خوب می پردازیم به بقیه ی آپمون یعنی ادامه ی آپ قبل:

مسجدالاقصی:

مسجدالاقصی نخستین قبله ی مسلمانان ازاماکن مقدس وبسیار بااهمیت اسلامی واقع دربیت المقدس-اورشلیم-است.مسجدالاقصی دومین مسجدی است که صرفابه خاطر عبادت وپرستش خداوندبناشد.این مسجددرطی قرون واعصارمتمادی چندین باردچارتغییرشکل شده وویران گشته است.هنگامی که عمربن خطاب درسال15هجری(632م)واردشهربیت المقدس شددستوردادمنطقه ای را که به اعتقاداوجایگاه مسجدبوده است پاکسازی کنند تاعمارت اولیه ی مسجدآغازشود.ساختمان عملادرسال 18هجری (639م)آغازشدومسجدباتیرچوبی والوارساخته شد.

عبدالملک بن مروان آغازگربنای مسجدالاقصی به شکل وساختارنوینش بود امااین پسرش ولیدبودکه ساختمان آنرادرسال90هجری(708م)تکمیل کرد.

ساختمان فعلی مسجداساساازسال 424هجری که برای آخرین بارتوسط خلیفه الظاهرموردبازسازی قرارگرفت وشکل آنراازبنای سابقش تغییرنداد،دست نخورده باقی مانده است اوتنهاازابعادشرقی وغربی آن کاست.

مسجدالاقصی بسیارجلوترازمسجدقبه وجودداشته است اماهمان طورکه گفته شد به شکلی بدوی بودتاآنکه پس ازتکمیل مسجدقبه به شکل امروزین خوددرآمد.

مسجدالاقصی ازنظردین اسلام دارای منزلتی والاوقداستی عظیم است.

مسجدالاقصی نخستین قبله مسلمین است وپیغمبراسلام همه دورانی راکه درمکه زندگی می کرده وتا17ماه پس ازهجرت به مدینه به سمت این مسجد نماز می گزارده است.این مسجدمعراج حضرت خاتم الانبیا به افق اعلی است.خداونددرقرآن کریم می فرماید:ماپیرامون آنرا مبارک گردانیدیم که این مکان مقرانبیای الهی،ازابراهیم تاعیسی(علیهم السلام)ومهبط وحی ومحل نزول کتاب های تورات وانجیل وزبورودیگرصحف آسمانی پیش ازقرآن است.نقل است در عهدداود(ع)طاعونی بیامدوجمع بسیاری را به هلاکت رساند،داود به اتفاق گروهی از پیروان خویش درمحل مسجد،که آمدوشدملائکه رادرآن جامشاهده نموده بود،گردآمده دست به دعابرداشت وازخداوند خواستاررفع طاعون گردید،دعابه اجابت رسیدوطاعون برطرف شد،پس ازآن تصمیم گرفت مسجدی درآنجابسازد،واین پس ازگذشت11سال ازحکومت اوبود،وهنوزمسجدبه اتمام نرسیده بود،که خودبدرودحیات گفت وامرتکمیل مسجد رابه فرزندش سلیمان محول ساخت،وی به مدددیوان(جنیان)آنرا باسنگ مرمروبعضی جواهرات بساخت وروز پایان بناراعیدی بزرگ گرفت وقربان کردوقربانش موردقبول حضرت پروردگارقرارگرفت.بعضی گفته اندکه سلیمان خودبنای مسجدراآغازنمود

درحدیث امیرالمومنین(ع)آمده که :مسجدالحرام ومسجدالنبی ومسجدکوفه ومسجدبیت المقدس،کاخ های بهشتندکه برروی زمین قراردارند.(بحار:240/99).

ازامام باقر(ع)آمده که نمازواجب درمسجدالحرام ومسجدالرسول ومسجدبیت المقدس ومسجدکوفه برابرست باحج ونمازنافله درآنهامعادل باعمره است(وسائل:550/2).

ازامام صادق(ع)درتفسیرآیه«اعملواآل داودشکرا»آمده که80و70زن بودندکه هیچ گاه محراب(بیت المقدس)راخالی نمی گذاشتندوبه نوبت درآن می زیستندوهمه ی آنها ازآل داودبودند(بحار:71/14)

واماجواب سوال هفته پیش :

انسان ها دردوران زندگی خودمعمولاازنظرشک وشبهه دچاربحران می شوند،اینجاست که انسان وضع حساسی پیدا می کندمخصوصاهنگامی که بامجموعه ای ازافکاروعقایدوآرای مخالف محیط خودوگاهی نیزباتبلیغات ازراههای گوناگون مواجه گردد.لذااگرواقعاحقیقت جو باشدخداونداوراراهنمایی خواهدکرد.خداوندمتعال می فرماید:«والذین جاهدوافینالنهدینهم سبلنا»(وکسانی که درراه ماجهادوکوشش کنندالبته ماآنهارابه راههایمان هدایت خواهیم کرد)-عنکبوت69

ولی این بدان معنانیست که علماودانشمندان هیچ وظیفه ای ندارند،بلکه وظیفه ی سنگینی بردوش آنهاست وبایدبه هرنحوممکنتوجیه گرعقلایی شکهاوشبهه ها باشند تامردم خصوصاجوانان به سرمنزل یقین برسند.

واماسوال این هفته:

وظیفه مادربرابرشبهات چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

مقدمه:

سرزمین فلسطین ازجایگاه ویژه ای درکتاب مقدس برخورداراست.این منطقه ،صرف نظرازتاریخچه ی بسیارکهن وکشمکش هایی که درطول هزاران سال ،پیرامون آن وجودداشته است ،به دلیل توجه خاص ادیان بزرگ آسمانی ووجوداماکن مقدس هریک ازاین ادیان ،ازاهمیت بسیاربالایی برخورداراست .اما نکته ای که ازدیدگاه فرجام شناسی کتاب مقدس ،این منطقه رادرکانون توجهات خودقرار داده ،یکی سرنوشت قوم اسرائیل است ،که به ادعای آنها سرزمین موعودوموطن اجدادیشان است ،ودیگری که موردنظرماست ،قرارگرفتنش به منزله ی عرصه ی نبرد نهایی بین خیروشراست که ازآن،به نبردآرماگدون یادمی شود .درهمین سرزمین است که ضدمسیح یادجال به دست عیسی یامهدی موعود(عج) کشته خواهدشد .

ازاین روشناخت آن ،نه ازجهات تاریخی که بحثی بسیارطولانی را می طلبد ،که آشنایی بااوضاع واحوال مردمانش ازادیان مختلف وبه خصوص قلب آن ،شهربیت المقدس یا اورشلیم ،لازم به نظرمی رسد.امابرای اجتناب ازاطاله ی کلام ،ازورود به گفتاربحث انگیزپیرامون سرزمین سوق الجیشی وتاریخی فلسطین صرف نظرکرده ،تنهابه معرفی بیت المقدس ازدودیدگاه اسلامی وغیراسلامی ،یکی درتوضیح اماکن مقدس این شهربه عنوان جایگاه وپایگاه سومین مکان مهم مسلمانان جهان ودیگری درقالب سفرنامه ای درباره ی اورشلیم ،اکتفامی کنیم.

بیت المقدس:

بیت المقدس یعنی خانه ی محترم ،خانه ای که به پاکی واحترام یادشده است .همچنین درتوصیف بیت المقدس - ارض المقدسه(درقرآن) - یابه اختصار ، القدس (قدس)، می توان گفت شهری است بامجموعه ی عبادی بزرگی درداخل آن؛ این مجموعه درنزد مسلمانان موسوم به حرم الشریف است، که دربرگیرنده ی حداقل دوجایگاه مقدس اسلامی است:مسجدالاقصی ومسجدالقبه.

حرم الشریف:

حرم الشریف بنایی چهارضلعی تقریباشبیه به ذوزنقه است.ابعاداین بنای چهارضلعی ،ظاهرادرمنابع مختلف به صور متفاوت آمده است،اماکمترین ابعادذکرشده ی آن حدود280 متردرامتدادجنوب، حدود 310 متردرامتدادشمال، حدود 460 متردرامتداد شرق وحدود480 متردرامتدادغرب است .این ابعاد ،مساحتی درحدود138 هزارمترمربع را دربرمی گیرد ،که اندکی کمتراز35 جریب است .درقسمت سکو ،ارتفاع متوسط آن ازسطح دریا ،730 متراست.

حرم الشریف تقریبا به شکل یک سکواست ودربرگیرنده ی دوبنای بسیارمعروف عالم اسلام است ،که غالبا بایکدیگر اشتباه گرفته می شوند؛مسجدالاقصی و(مسجد) قبة الصخره.

مسجدالاقصی اغلب با مسجدالقبه یاقبة الصخره اشتباه گرفته می شود امااین دو ،دومسجد کاملامتمایزازیکدیگرند.مسجدالاقصی همان است که خداوند دراولین آیات سوره ی بنی اسرائیل به آن اشاره کرده است.

واما درمورد سوال که این بود(آیاایجاد شک وشبهه درمسائل اعتقادی صحیح است؟):

مسلماآنچه درابتدابه نظرمی رسد این است که شک دردین بدبوده ونشانه ی سیاهی قلب است زیراهدف این است که انسان به یقین برسد.ایمان بایستی توام بایقین باشد ولی شک وشبهه درجایی که دالان ومعبرخوبی برای رسیدن به ایمان ویقین باشد پسندیده است .ایمان چیزی است که انسان باید به آن دسترسی پیداکندامااین ایمان ازهمان ابتدا درانسان وجود ندارد زیراتاشک نکندبه یقین نمی رسد قرآن می خواهدکه دراعتقادات وراثتی انسان شک ایجادکندتااورا به یقین برساندلذامی فرماید:(اولوکان آباوهم لایعقلون شیئاولایهتدون)«آیابایست آنها تابع پدران باشنددرصورتی که آنها بی عقل ونادان بودند» شهیدمطهری می فرماید:«...اگراین تشکیکات واردجامعه نشودخطراست.اگرواردنشودکم کم مردم آن حالت دینیشان روبه تحجرونه تحجرکه روبه عفونت می رود درست مثل آب کاملاصافی که آن رادرحوض قرارمی دهیم واگرمدتی بماندمی گندد.اگردرمردم یک حالت آرامشی باشد وبرمعتقدات دینی ومذهبی تازیانه شک نخورد درآن صورت عوام پیشتاز آن معتقدات می شوند.وقتی عوام پیشتازبشونددائم ازخودشان چیزی می سازند...»

ولی برخی شک ها نوعی بیماریست مانندوسوسه -شک کثیرالشک درنماز-وضووسایرعبادات وطهارت ونجاست.این گونه شک هاوشبهه ها نوعی بیماری ومرض است.زیادشک کردن نوعی بیماریست.

موفق باشید

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/02ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

«آخرالزمان دینی »مهم ترین وقابل بحث ترین رویکردسینمای هالیوود به بحث آخرالزمان است که به دوشیوه ی :پرداخت مستقیم یارویکردنمادین واستعاری،شرایط آخرالزمانی را به تصویرمی کشد .

دراین رویکرد آنتاگونیست درقالب یک ضدارزش دینی (مثلاشیطان،ضدمسیح،دجال)دریک زمان خاص اززندان خودرها می شود وحیات بشررا برروی کره ی زمین موردتهدید قرارمی دهد .طبعادراین قبیل آثار ،منجی یک شخصیت متدین(مثلاکشیش یایک قدیس)است که باتلفیقی از ایمان وشهامت وایثار ،آنتاگونیست را شکست می دهد وسحرشیطان راباطل می کند .دراین قبیل آثار گاهی مسیح وگاهی پیروان او محورمقابله باشرارتند ودرپروسه ای تقدیری و حساب شده ،شیطان رامقهور ومنکوب می کنند .فیلم هایی نظیر«جن گیر1و2»و«طالع نحس3»و«پایان روزگار»مصادیق این گونه آخرالزمانی به شمارمی روند.

«آخرالزمان علمی-تخیلی»سوژه ی گروه دیگری ازآثارهالیوودی است که طی آن تلفیقی ازخیال وواقعیت یک خط آخرالزمانی راپدید می آورند.دراین الگوی روایی،آنتاگونیست ها درقالب موجودات فضایی ،ازآن سوی کهکشان ها واعماق تاریک فضا پدیدارمی شوند وحیات انسان رابرروی زمین موردتهدیدقرار می دهند.منجی این قبیل آثار باترکیبی ازدانش ومسایل ماوراءالطبیعه به جنگ بیگانگان می رود ودرنبردی سخت وخونین ،مهاجمان فضایی را ازسرراه برمی دارد.فیلمهایی نظیر:مجموعه 4قسمتی« بیگانه»،«روزاستقلال»،«عصرپنجم»ومجموعه«جنگ ستارگان»ازجمله این قبیل آثارند.

«آخرالزمان اسطوره ای»دستمایه ی گونه ای دیگر ازآثارهالیوودی است که طی آن ،آنتاگونیست ازآن سوی مرزواقعیت ورویاوازدنیای رمزآلودافسانه واسطوره های کهن برمی دارد وبه دنیای امروز پامی گذارد وپارادوکس ماهوی آنتاگونیست بادنیای مدرن امروز ،شرایط آخرالزمانی راپدیدمی آورد.دراین گونه آثار ،منجی ویاران او هیچ چاره ای جزسفربهدنیای اسرارآمیزاسطوره وخیال ندارند.

زیراهیچ سلاح وشیوه ی مدرنی برآنتاگونیست ماقبل تاریخی کارگرنیست وصرفااوراباتمهیدات اسرارآمیزی ازجنس خوداو می توان ازمیان برداشت.سرانجام باکشف یک طلسم یاابزاری سحرآمیز ،قدرت جادویی آنتاگونیست باطل می شود وبحران فرو می نشیند.ازمصادیق تصویری این گونه آخرالزمانی می توان به فیلمهای:«مومیایی»،«بازگشت مومیایی»،«عقرب شاه»و«ارباب حلقه ها»اشاره نمود.

علاوه برآنچه ذکرشد،درسایرگونه های سینمایی نیزردپایی ازسوژه آخرالزمان ومنجیان آخرالزمانی می توان مشاهده نمود.به بیان دیگر موضوع آخرالزمان امروزه به چاشنی ومکمل برخی ازگونه های دیگر سینمایی تبدیل شده که توضیح دراین مقوله نیازمندمقاله ای جداگانه است.

دریک جمع بندی کلی به نظرمی رسد که سیاست گذاران امپراتوری تصویری آمریکا واعضای اتاق فکرهالیوود،با کشف جاذبه ی کم نظیرسوژه های آخرالزمانی وبراساس چندهدف مشخص ،تولیدآثار سینمایی سالیان اخیر رادردستور کارخویش قرار داده اند:

هدف اول،سوءاستفاده از احساس نیازفطری وکنجکاوی طبیعی انسان امروزدرخصوص آخرالزمان درمسیرجلب سرمایه وکسب ثروت بیشتر است.به هرحال سوژه هایی ازاین قبیل درزمره ی پرفروش ترین محصولات سینمایی تاریخ سینما محسوب می شوند واین استقبال بیش ازحد بینندگان طبعا ازچشمان تیزبین ارباب سینما به دورنمانده است.

هدف دوم،ترویج نگاه آخرالزمانی مطلوب هالیوودوتعریف مفاهیمی نظیر:منجی،دجال و علائم پایان دنیا براساس آموزه های توراتی وانجیلی است .دراین گونه آثارموضوعاتی ازقبیل :شیطان،ضدمسیح ،بهشت ودوزخ ونبرد نهایی خیروشر همگی برمدارتوصیفات کتاب مقدس مطرح می شوندوهمین امربه ترویج آموزه های بعضاتحریف شده ی کتاب مقدس منجرمی گردد.

هدف سوم ،ازپرداختن به موضوع آخرالزمان ترسیم مغرضانه مختصات پیروان شیطان ونسبت دادن شروپلیدی به بلاد مشرق زمین وکشورهای اسلامی است .دراکثراین آثار،شیطان یاآنتاگونیست ریشه ومنشا شرقی دارد وبعضاازیک کشوراسلامی برمی خیزدونیمه غربی عالم راعرصه تاخت وتازخودویارانش قرارمی دهد.جالب این که حتی موجودات فضایی چهره های شرقی دارند وگاهی هم با مردم مشرق زمین ارتباط یانسبتی برقرار کرده اند !طبعادراین قبیل آثارسینمایی ،اتاق فکرهالیوود به صورت نمادین ،خطوط اصلی نبرد آینده خودرا بادنیای اسلام ترسیم می کند.

هدف چهارم،ازتولیداین قبیل آثار تصویری و قریب الوقوع نشان دادن آخرالزمان،سعی دراخذ بیعت خوف وبه بیان دیگر کسب اختیارویژه درمدیریت سیاسی،نظامی عالم است .نکته جالب این است که فیلمهای هالیوودبابزرگ نمایی فجایع آخرالزمانیوتوصیف دقیق ابعادهراس انگیزآن ،بینندگان خودرابه گونه ای شرطی وفاقداختیار می سازندکه باتمامی ایده ها وراه حلهای سازندگان فیلم درخصوص مقابله باخطرات آخرالزمانی موافقت نموده و هرعملی رابه شرط دافع خطر بودن ،تایید خواهندکرد.

اصولا بامرور فیلم های آخرالزمانی سالهای اخیرهالیوود،به نظرمی رسد که این قبیل آثارازحدچندمحصول سرگرم کننده سینمایی فراتررفته وبه پروتکل نبردآینده دنیای مدرن غرب بادنیای اسرارآمیز مشرق زمین وفرهنگ غنی اسلامی تبدیل شده اند.بینندگان میلیونی این قبیل آثار حتی اگرخود ازساکنان نیمه شرقی عالم یاازپیروان آیین اسلام باشند ،بامشاهده مکررمحصولات تصویری هالیوود،ازفرهنگ بومی وقومی خویش دلزده شده واقتضائات دنیای مدرن را به عنوان تنها راه مقابله با مشکلات وفتنه های آخرالزمانی به رسمیت خواهندشناخت.براساس این تحلیل هدف غایی سازندگان این قبیل آثار آن است تاافکار عمومی مردم جهان،آمریکا رابه عنوان رهبردنیای جدید وسرسلسله ی نیروهای خیر عالم قلمدادنموده ودرقبال تصمیمات تجاوزگرانه ودیکتاتوری نظامی دولتمردان امروزآمریکا ازخودتساهل وتسامح بیشتری نشان دهند.طبعا درنبردنهایی میان خیروشر مختصری خونریزی وخشونت (خصوصا اگرازجانب سرسلسله نیروهای خیراعمال شده باشد)قابل اغماض وچشم پوشی خواهد بود!واین همان اختیارتامی است که سینمای هالیوود(به نیابت ازدولت آمریکا)تلویحادرصددکسب آن است.

کلام آخرآنکهامروزنظام تصویری هالیوود،مشخصا به عنوان بازویتصویری سیاستمداران آمریکایی درصدداست تابامصادره به مطلوب مفاهیم خیروشروروایت مغرضانه معجونی ازاسطوره وتاریخ،مقدمات رویارویی نهایی غرب رابادنیای اسلام فراهم آورد ودراین میان مدیریت فرصت طلبانه ی «احساس قریب الوقوع بودن آخرالزمان»درعالم وموج سواری سیاسی دراقیانوس فطرت انسانها راوجهه همت خویش قرار داده است .ولی فارغ از تمام این معادلات شیطانی،گردونه علام برمداررحمانی خویش می گرددوآخرالزمان (نه آنگونه که یاران شیطان می پسندند)درآستانه بروز وظهورند وپایان این ماجرا رادست اراده ی الهی رقم خواهدزد.

                                              

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

این روزها«آخرالزمان»ترکیب سهل وممتعنی است که دربسیاری ازمحافل دینی،هنری،تاریخی وسیاسی به کرات مورداستفاده قرارمی گیرداین واژگان حتی درادبیات شفاهی وفرهنگ فوکلوریک برخی اقوام وملل جهت بیان یک حس مشترک بشری ازپایان تاریخ بکارمی رود.اکنون سوال این است که درورای این ترکیب کلی وتعریف مشترک،چه کلیدواژه های مشخصی رامی توان سراغ گرفت.

طبعاپیش ازورودبه این بحث لازم است تعریفی کلی واجمالی ازمفهوم «آخرالزمان»عرضه داریم وطبیعتامحصول این تعریف،یک گزاره جامع ومانع یابه بیان دیگر یک تعریف علمی نخواهدبود.بر اساس این رویکرد،آخرالزمان یک باورمشترک بشری درخصوص فرجام کارعالم ناسوت است که عالم ماده رادرنگاهی زمان مند،دارای نقاط ابتدایی وانتهایی می داند طبق این تعریف عالم ماده ازلی و ابدی نیست وهمانگونه که درزمان معینی ایجادشده دروقت مشخصی نیز به پایان خواهدرسید.حال اگرعالم ماده را به یک کتاب قطوروسالهای عمراین عالم را به صفحات آن کتاب تشبیه کنبم آخرالزمان آخرین فصل ازکتاب ناسوت خواهدبود.ازآنجاکه خالق گیتی ،کتاب خلقت عالم را بی غایت وبی هدف قلم نزده لاجرم چکیده عمرعالم وهمه ی مقصودازآفرینش ،درواپسین فصل این کتاب ظهورخواهدکرد وهمه ی قصه های ناتمام این کتاب ،درآخرین فصل آن ،پایانی شایسته ومقبول خواهندیافت.طبق آنچه گفته شد آخرالزمان ،برهه ای ازتاریخ است که طی آن عالم ناسوت ،هویت لاهوتی خویش راباز خواهدیافت ودرواپسین چالش میان حق وباطل ،شناسنامه توحیدی عالم ماده دوباره پیداوپدیدارخواهدشد.باورمندی نسبت به مقوله ی آخرالزمان وشرایط آن،درمیان همه ی ادیان واقوام ،به حدی عمیق ومشترک است که جز پذبرش فطری بودن این باور،راه دیگری باقی نمی گذارد.یعنی همان پدیده ای که «کارل گوستاویونگ»آن رابه عنوان قسمتی از «ضمیرناخودآگاه مشترک»آدمی به رسمیت می شناسدوازآن باعنوان«کهن الگو»یادمی کند.درحقیقت آخرالزمان یک کهن الگوی عام ومشترک بشری است که آدمیان را صرف نظرازسرزمین ورنگ ونژاد ،حول محوریک باورمشترک درخصوص پایان عمردنیاگردهم می آورد.براساس این باور،آخرالزمان به عنوان آخرین فصل کتاب عالم،به نوبه ی خود به سه مقطع زمانی قابل تقسیم است :مرحله اول ،موعدآزمونهای سخت وفتنه های آخرالزمانی است .طی این مرحله که به عصرعسرت موسوم است ،فتنه های آخرالزمانی یکی ازپی دیگری آشکارمی شوندوانسان رادر ورطه ای ازبلایای مافوق تصورغرق می کنند .مرحله ی دوم ،مقطع «آشکارشدن منجی»وبازشدن دریچه امید است.دراین مرحله جدال میان حق وباطل به اوج می رسدو«نبردنهایی» آغازمی شود.مرحله سوم ،درپی غلبه حق برباطل وهزیمت اهریمن ازگیتی آغاز می شود وبه«عصرطلایی»موسوم است.دراین مرحله انسان به نهایت رشد وکمال نایل می شودوتمام ظرفیت های نهفته عالم هستی بروزمی کنند.

براساسیک الگوی آخرالزمانی مشترک ،درتمامی ادیان الهی وبسیاری ازاساطیر کهن اقوام وملل ، تقریبا همین روایت سه مرحله ای رامی توان یافت ودراکثراین روایات یک ضدمنجی یا«آنتاگونیست» مهمترین مانع پیشروی منجی ویاران اوست که تمام تاریکیها ونیروهای اهریمنی درپشت سراوقرارگرفته اند.براساس اکثرروایات ،نبردنهایی میان خیروشر،نبردی سهمگین وخونباراست که طی آن منجی ویارانش به امداد الهی برلشکراهریمن پیروزخواهندشدوبقیة السیف این نبرد،ظهورعصرطلایی یاآرمان شهر آخرالزمانی را شاهدخواهندبود.

طبعانظام تصویری هالیوودنیزبه عنوان بزرگترین امپراتوری سینمایی جهان ،به دلایل عدیده این سوژه جذاب وجهانی رامحوربسیاری ازمحصولات تصویری خویش قرارداده است ،تاجایی که هم اکنون درسینمای آمریکا ،انواع مختلفی ازآخرالزمان را می توان مشاهده نمود وبه همان میزان منجیان آخرالزمانی نیزمتکثرومتنوعند.این گونه های آخرالزمانی دریک طبقه بندی ساده عبارتنداز : آخرالزمان تکنولوژیک ،آخرالزمان طبیعی ،آخرالزمان دینی،آخرالزمان علمی-تخیلی وآخرالزمان اسطوره ای که هریک واجدشرایط وقهرمانان مختص خویش هستند.

درآخرالزمان تکنولوژیک آدمی باآفریده های تکنولوژیک خویش درجدال است واین مصنوع شوریده برصانع ،شرایط آخرالزمانی رابرای انسان پدیدمی آورد.جرقه های آغازین این گونه رادرآثاری مانند:«دکترفرانکنشتاین»وتداوم آن رادر«ترمیناتور»و«ماتریکس»می توان دید.دراکثراین آثارانسان درمقابل مصنوع ومخلوق خویش کم آورده ودچاربحران هویت است .منجی این قبیل آثار معمولا یک انسان داناوشجاع است که بادرآمیختن دانش وشهامت درضمیرخویش ،پیروان اندک خودراهدایت ورهبری می کند .درپایان نیزاین تکنسین اخلاق گرا ،آنتاگونیست تکنولوژیک راشکست می دهد و برنیروهای دشمن غلبه می کند.

درآخرالزمان طبیعی ،طبیعت صبورومقهورانسان،به دلایل عمده ازجمله تخریب طبیعت به دست آدمی برعلیه نسل بشر عصیان می کند ووقایعی مانند:گردباد،سیل،زلزله،آتشفشان وبرخوردشهاب سنگ های عظیم به کره زمین ،شرایط آخرالزمانی راپدیدمی آورند.گاهی نیزبه دلیل دخالت های نابجای انسان درپروسه های طبیعی ودستکاریهای ژنتیک ،هیولاهای ناشناخته ای ازدل طبیعت پدیدارمی شوند وحیات بشررابه مخاطره می افکنند .فیلم هایی نظیر:«برخوردعمیق»،«آرماگدون»،«قله دانته»،«دنیای آب»،«گودزیلا»و«پارک ژوراسیک»هریک به سهم خود ،مصادیقی از آخرالزمان طبیعی محسوب می شوند.

ادامه ی این مطلب را می تونید درآپ بعدی مطالعه فرمایید.راستی ازاین دفعه درهرآپ مایک سوال کلیدی از شما می پرسیم ودفعه بعدجواب اونو واستون می نویسیم شمادرطی این مدت فرصت دارید به این سوالات پاسخ بدید به افرادی که پاسخ صحیح بدهند به قید قرعه یه جایزه ی اینترنتی باتوجه به سوابق یاوبلاگشون دراینترنت تعلق می گیره .ممنون

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/02ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  | 

برپژوهشگران ،وصاحب نظران وارباب دانش پوشیده نیست که مساله ی مهدویت واندیشه ی ظهورحضرت مهدی درآخرالزمان، یکی ازمسایل بسیار حیاتی اسلام ،واز

اعتقادات قطعی عموم مسلمانان، است که شیعه وسنی درطی قرون واعصارمتمادی همه براین عقیده اتفاق نظرداشته وآن راجزو عقایدقطعی خود می دانند.

گرچه وجوداین عقیده دراسلام به خصوص درمیان شیعیان، ازمسایل بسیارحایزاهمیت وازاعتقادات بنیادی محسوب می شود،وازاین رهگذردرمیان همه ی مذاهب اسلامی،

شیعیان بیش ازهمه بااین عقیده شناخته شده اند،لذابرخی ازافرادناآگاه وبی اطلاع،یالجوج ومعاندپیوسته کوشیده ومی کوشندتااین عقیده را درمذهب شیعه محصورکنند،ولی هرگز

عقیده به ظهورحضرت مهدی دراسلام اختصاص به شیعه ندارد.بلکه عقیده به ظهورحضرت مهدی مورداتفاق واجماع همه ی مسلمین بوده،وکلیه ی فرقه های اسلامی دراین

عقیده باهم اتفاق نظردارند،وحتی فرقه ی ساخته شده ی «وهابیت»نیزآن راجزء عقایدقطعی و مسلم خود می دانندوبه طورجدی ازآن دفاع می نمایند،ومعتقدندکه:

اعتقادبه ظهورحضرت مهدی برهرمسلمانی واجب است،وجزافرادنادان وبی اطلاع وبدعت گزار،منکرآن نخواهندبود.

ازنظرمسلمانان،مساله«مهدویت»وعقیده به ظهورمهدی موعودیک اعتقادعمیق دینی ومذهبی،ویکی ازمهمترین وحساس ترین فرازهای عقیدتی اسلامی است.

تأمل کنید:

شیخ صدوق درکتاب«کمال الدین»ازحضرت جوادنقل کرده است که فرمود:

پیشوای بعدازمن فرزندم علی(علیه السلام)است،امر او امر من،وگفتاراوگفتارمن،واطاعت اواطاعت من است،وپیشوای بعدازاوفرزندم حسن(علیه السلام)است.امر او امر

پدرش،وگفتار اوگفتارپدرش،واطاعت اواطاعت پدرش می باشد،وآنگاه سکوت کرد.

به آن حضرت عرض کردم:ای فرزندرسول خدا،امام بعدازامام حسن(علیه السلام)کیست؟

امام باشنیدن این سخن به شدت گریست.سپس فرمود:پیشوای بعدازحسن فرزندش قایم به حق وامام منتظر(صلوات الله علیه)است.

عرض کردم:ای فرزندپیامبر،چراآن حضرت،«قایم»نامیده شده است؟

فرمود:زیرابعدازآنکه یادش ازمیان رود،وبیشترکسانی که معتقدبه امامت اوبودند،مرتدشوندوازاعتقادخوددست بردارند،قیام می کند.

عرض کردم:چراآن حضرت ،«منتظر»نامیده شده است؟

فرمود:زیرابرای اوغیبتی طولانی است که مومنان بااخلاص ظهور او را انتظارمی کشند،وشکاکان آن را انکارمی کنند،ومنکران یاداورابه مسخره می گیرند.

تعیین کنندگان وقت ظهورزیادمی شوندکه همگی دروغ می گویند،آن هاکه شتاب کنند هلاک می گردند،وهرکس اهل تسلیم باشدوآنچه خداوندفرموده باجان ودل قبول کنددر

زمان غیبت اونجات می یابد.

دوستای خوبم مطالبی که واستون نوشتم ازکتب«ظهورحضرت مهدی ازدیدگاه اسلام،مذاهب وملل جهان»و«قطره ای ازدریای فضایل اهل بیت»برگرفته شده است.

اگرسوالی پیشامدکرده خوشحال میشیم درخدمتتون باشیم.

              

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط نازنین وفاطمه  |