تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج s
 

اللهم عجل لولیک الفرج

القصه ای باران که ما بی توکویریم





            

فرازهایی ازخطبه پیامبردرروزغدیر:

اقرارمی نمایم که بنده اوهستم وشهادت می دهم برای اوکه اوست پروردگارمن وادامی کنم آنچه راوحی فرموده است به من ، از خوف عقوبت ازاطاعت نکردن آنچه به من نازل شده است.

اینک خداوندوحی فرموده به من:

*( یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یغصمک من الناس...)*

ای مردم! من دررساندن آنچه که خداوندمتعال نازل فرموده است کوتاهی نکرده ام وبرای شما سبب این آیه رابیان می کنم.

هماناکه چندین مرتبه جبرئیل نزدمن نازل شد وازطرف خداوندامرکرد که به من که دراین مکان آگاه کنم هرسفیدوسیاهی راکه علی بن ابی طالب برادروخلیفه وپیشوای شمابعدازمن است.

...

ازرحمت خدابه دوراست هرکه مخالفت کندبااو ومشمول رحمت است هرکه اوراتصدیق نماید. ای مردم ! درقرآن تدبر کنید وآیات ومحکمات آنرابفهمید وبه متشابهات آن عمل نکنید.به خداقسم تفسیرآن را آشکارنمی کند مگرکسیکه دست اوراگرفته وبلندمی نمایم اورابه دست خودوبه شمااعلام می کنم:

«هرکس من مولای اوهستم پس این شخص مولای اوست»

...

«لاومن کنت مولاه فهذاعلی مولاه ،اللهم وال من والاه وعادمن عاداه وانصرمن نصرواخذل من خذله»

...

درباره ی علی(ع) سوره ی «والعصر» وتفسیرآن نازل شده است:

*( به خدایی سوگند که پروردگارعصرقیامت است ،هماناانسان درخسران وزیان است – منظوردشمنان آل محمد میباشند- بجزکسانیکه – به ولایت آل محمد- ایمان آورده اندوعمل صالح – نیکی به برادران دینی وسفلرش یکدیگربه صبردرسختی های زمان غیبت امام غایب ازآل محمد- بجا می آورند.)*

ای مردم خدادرقرآن فرموده است:*(آمنوابالله وبرسوله)* و*(واتبعوا نورالذی انزل معه)*

خدانوررادروجود من وراه من قرارداده سپس دروجودعلی وراه علی وبعدازاودرنسل او خواهدبودتاحضرت مهدی آن کسیکه حق را آشکارنمایدوحقوق ازدست رفته ی مارابه سوی مابرگرداند.

...

به درستیکه اینک من برای شمابیان کردم وبه شما فهمانیدم وبعدازمن این علیست که به شمامی فهماند.

 

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/10;ساعت 9:17 بعد از ظهر;  توسط نازنین; 
مهدی موعودوعمر طولانی آن حضرت
 

ای راهب کلیسا کمتربزن به ناقوس                        خاموش کن صدارانقاره می زندطوس

آیامسیح ایران کم داده مرده راجان                         بردارجان خودرابامابیابه پابوس

آنجاکه خادمینش ازروی زائرینش                             گردسفربگیرندبابال نازطاووس

میلادخورشیدایران را تبریک می گوییم.

طول عمرازنظردکترهاوزر:

موضوع طول عمردرعصرماباپیشرفت شگفت انگیزی که درعلم پزشکی وغذاشناسی پدیدآمده یک امرساده وحل شده است ازمیان ده هاتن ازپزشکان وغذاشناسان واستادان آزموده که درباره رازطول عمربه تحقیق وبررسی پرداخته انددراینجافقط چندجمله ازنوشته های دکتر(گیلورهاورز)آلمانی مقیم آمریکا که بزرگترین استادغذاشناس کنونی است ازلحاظ خوانندگان می گذرانیم:(من می خواهم بشرعمرطولانی کندبیشتروبهترازلذت زندگانی بهره مند گردد..همانطورکه گفتم قبل ازهرچیز خودم علاقه به عمرطولانی دارم ومی خواهم کمتراز۱۰۰سال عمرنکنم امروزعلم پزشکی به کمک علم تغذیه قیودوحدودعمرراازسرراه برداشته است وماامروزبرخلاف اجدادخودمی توانیم امیدوارباشیم که عمرطولانی کنیم...

درگذشته اگرکسانی عمرطولانی می کردند،درنظرخودآنها ومردم عجیب وخارق العاده می رسید

طبق یک اصل علمی ثابت شده است که هرموجودزنده ای می تواندهفت تاچهارده برابرسنی که به  بلوغ می رسدعمرکند وچون انسان در سن  20 سالگی بالغ می شودپس به خوبی می تواندلااقل 140 سال عمرکند...دانشمندان بسیاری باتجربه ی علمی ثابت کرده اندبه خوبی وآسانی می توان عمرطولانی داشت.

وخلاصه من عقیده دارم که پیری ابتداازکیفیت تغذیه شروع می شودودانشمندانی که درسراسرجهان درباره ی موضوع  طول عمرانسانی مطالعه وتجربه می کنندهزاران دلیل محکم براثبات این ادعااقامه نموده اند ونتیجه گرفته اند که سرچشمه ی جوانی به یک تغذیه خوب وبایک غذای کامل بستگی دارد!

این همان موضوعی است که سالیان درازدانشمندان دینی بااینکه اطلاعی ازعلم پزشکی وغذاشناسی نداشتنددراثبات طول عمرامام زمان گفته اند.دانشمندان مامی گویند:اولاخدااراده کرده امام زمان آخرین سفیرونماینده ی خوددرمیان خلق راتاهزاران سال زنده نگاه داردآیااین کارازخدای قادرمتعال بعیداست؟وآیاخداکه این همه کرات آسمانی، سیارات وثوابت وکهکشانهاباآنهمه مزایاراآفریده وهرکدام راروی نظم بعیدوخیره کننده ای درمدارومسیر خودقرارداده وبه گردش درآورده است ازحفظ سلامتی ونشاط جوانی آخرین سفیرش که خودازاسراربزرگ آفرینش ورازبی نظیرخلقت است،عاجز وناتوان است؟

بعضی ازمعمرین عصرما:

طنطاوی دانشمندمعروف اهل تسنن درجلد17تفسیر(الجواهر)ص225-226شرحی ازپزشکان آنموقع درباره یامکان عمرطولانی آورده وسپس می گوید:

«هنری جنگسن»انگلیسی۱۶۹سال زندگی نمودودرسن۱۱۲سالگی درجنگ «فلورفیلد»شرکت جست «جان بلندی»۱۷۵سال داشت وفرزندانش راکه هریک متجاوزاز۱۰۰سال داشتنددید

«یوحناتنگتون»که درسال۱۷۹۷درگذشت۱۶۰سال زیست وفرزندانی ۱۰۵ساله داشت«تزمابار»۱۵۲سال و«کورتوال»۱۴۴سال درجهان زیستنداخیرانیزمردی سیاه پوست درسن۲۰۰سالگی درگذشت.

درمجله عربی الهلال ص۱۴۴جلداول سال۱۹۳۹وهمچنین درجزء۲سالنامه پارس سال۱۳۱۱شمسی ص۱۰۰تحت عنوان غرائب طبیعت ازیک پیرمردچینی بنام «لی چینگ»نام می بردکه۲۵۲ یا۲۵۳سال داشته است وسن بعضی ازفرزندانش بیش از۹۰سال بوده مطابق نوشته روزنامه های اطلاعات درفاصله سالهای۳۸تا۴۱ازاین افرادطویل العمرنام برده وبعضی راباعکس وتفصیلات نوشته بود:پیرمردی درآمریکادرسن۱۸۰ سالگی وپیرمرددیگری درروسیه درسن۱۵۰ سالگی درگذشت.محمدمبارک مراکشی ساکن الجزایر۱۶۲ساله .سعیداسلام گیلانی مقیم ترکیه۱۴۱ساله.سیدعلی فریدنی۱۸۵ساله.حاج علی خان رودسری۱۵۵ساله وکربلایی ابراهیم حیدرمحله ای۱۴۵ساله رابعنوان نمونه می توان نام بردومطمئنااگربودجه ای رابمنظوریافتن وتحقیق درباره ی اینگونه افرادطویل العمراختصاص دهندپیرمردان ۳۰۰ساله هم درگوشه وکناردنیایافت می شوند.

مجله نامه آستان قدس درشماره سوم خودنوشته است:

«فاضل محترم آقای مجتبی مینوی درکتاب پانزده گفتارمی نویسدکه نویسنده بزرگ جرج برناردشاو زمانیکه ۶۵ساله بودکتابی نوشت ومنتشرکردتحت عنوان (برگردیم به متوشلخ)متوشلخ درمیان اروپاییان مثال برای طول عمراست.تاآنجاکه مینویسد:برناردشاومیگوید:«وایزمن»عالم آلمانی گفته است کهمرگ لازمه ی قوانین طبیعی نیست ودرعالم طبیعت ازعمرابدگرفته تاعمریک لحظه ای همه نوعش هست آنچه طبیعی وفطری است عمرجاودانی وابدی است بنابراین افسانه ی عمر۹۶۹ساله ی متوشلخ نه مردودعقل است ونه مردودعلم!درهمین ودره خودمامیزان طول عمربالارفته است ودلیلی ندارد که بعدازاین هم بالاترنرود ویک روزبیایدکه بشرعمر۹۰۰ساله داشته باشد»

ونیزمجله ی الهلال درجزء۵ص۶۰۷-۱۹۳۰یعنی ۳۵سال پیش می نویسد:یکی ازپزشکان انگلیسی توانست باابتکارات طبی خودجوجه مرغ راتا۱۷سال زنده نگاه داردوهم می نویسدبرخی دانشمندان توانسته انداین  آزمایش رادرباره ی حشرات انجام دهندوعمرطبیعی آنهاراتا۹۰۰برابرافزایش دهندبدینگونه که حشره راازآلوده شدن به سم ومقابله بادشمن وکم شدن حرارت بدن که مایه حیاتی آنست حفظ کند!

بنابراین اگربه گفته ی دکترهاورزعمرطبیعی افرادرا۱۴۰سال فرض کنیم امکان اینکه یک نفر چندهزارسال عمرکندهست

چندوقت پیش یکی ازپزشکان کشوررومانی بنام پروفسور«آنااصلان»دارویی ازترکیبات نوکائین برای درمان پیری کشف کرده که پس ازتکمیل دردسترس جهانیان قرارخواهدگرفت.

این خبردرمحافل مختلف دنیا موردبحث واقع شدکاشف این دارومعتقداست که این داروروی سلولهای بدن انسان تاثیرخاصی داردوآنراجوان می کندوطبعا عمرخودراازسرمی گیردوچون پیری جزفرسودگی وپیرشدن سلولهای بدن نیست به این وسیله درمان می یابد.

چندسال پیش نیزاین خبردردنیاانتشاریافت که یکی ازدانشمندان فرانسه طی مطالعات خوددرباره ی زنبورعسل به این نتیجه رسیده که مشاهدات نشان میدهدکه عمرملکه کندو به مراتب ازافرادعادی زنبورهابیشتراست واین مطلب مربوط به تغذیه ی ملکه ازعسل خاصی است که کارگران کندو برای اوتهیه میکنندواین عسل شاهانه نصیب دیگران نمی شوددانشمندمزبورازمطالعات خودنتیجه گرفته بودکه اگربتوان آن عسل مخصوص رابه مقدارکافی دراختیاربشرگذاشت سالیان درازی برعمراوافزوده خواهدشدو یک عمرطولانی وغیرعادی پیدامی کندوهیچ بعدی نداردروزی نتایج مثبتی ازاین مطالعات عائد  جامعه بشری گردد.

موضوع طول عمرامام زمان درزمان شیخ صدوق متوفی به سال۳۸۱یعنی تقریبا۱۰۰سال بعدازغیبت امام زمان موردگفتگوودستاویزدشمنان شیعه بوده است بطوریکه صدوق آن عالم نامدارشیعه درصددبرآمده ودر(کتاب کمال الدین)آن همه مطالب تاریخی وتحقیقی راجع به وجوداشخاص طویل العمردرپاسخ آنهانقل کرده واستدلال نموده است.بعدازصدوق محمدبن ابراهیم نعمانی .ُشیخ مفید.سیدمرتضی کراجکی .شیخ طوسی وسایزبزرگان مادرکتاب های غیبت وکلامی خود هریک به شرح وبسط این مطلب پرداخته پاسخ های ذی قیمتی داده اند.

البته علمای مادرآن زمان وزمانهای متاخراین مطالب پرارزش تاریخی رافقط ازتواریخ عرب وایران وتورات که دردسترس داشته اندگرفته انداگرآنهابرزبانهای خارجی آشنایی داشتندمی توانستندمعمرین بیشتری رابه مامعرفی کنندوازنظرعلمی وپزشکی بحث های جالبی بنمایندهمانطورکه گفتیه شددرهمین عصرنیزراه اثبات مطلب کاملابرای منکرین آماده است واین ایرادازنظرعلمی پایه محکمی ندارد.

     حکیمی کاین جهان پاینده دارد                                       تواندحجتی رازنده دارد

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03;ساعت 6:34 بعد از ظهر;  توسط نازنین; 
« سرگذشت مادربزرگوارامام زمان»

 

درغیبت شیخ طوسی ازبشربن سلیمان برده فروش که ازفرزندان ابوایوب انصاری ویکی ازشیعیان مخلص حضرت امام علی النقی وامام حسن عسکری ودرسامره همسایه حضرت بود روایت کرده که گفت : روزی کافور غلام امام علی النقی نزد من آمدومرااحضارکرد چون به خدمت حضرت رسیدم فرمود: ای بشر! توازاولادانصارهستی دوستی شما نسبت به مااهل بیت پیوسته میان شما برقرار است  بطوریکه فرزندان شما آنرا به ارث می برندو شماموردوثوق ما می باشید.

می خواهم ترا فضیلتی دهم که درمقام دوستی باما واین رازی که باتودرمیان می گذارم برسایر شیعیان پیشی گیری.

سپس نامه ی پاکیزه ای به خط وزبان رومی مرقوم فرمودوسرآنرا با خاتم مبارک خودمهرنمودوکیسه ی زردی که220اشرفی درآن بودبیرون آورد وفرمود: اینرا گرفته  به بغداد می روی وصبح فلان روزدرسر پل فرات حضورمیابی.

چون کشتی حامل اسیران نزدیک شدواسیران رادیدی می بینی بیشترمشتریان فرستادگان اشراف بنی عباس وقلیلی ازجوانان عرب می باشند.دراین موقع مواظب شخصی بنام عمربن زیدبرده فروش باش که کنیزی راباوصافی مخصوص که ازجمله دولباس حریرپوشیده وخودراازمعرض فروش ودسترس مشتریان حفظ می کند،به مشتریان عرضه می دارد.

دراین وقت صدای ناه ی اورابه زبان رومی از پس پرده ی رقیقی می شنوی که براسارت وهتک حرمت خود مینالد یکی ازمشتریان به عمربن زیدخواهدگفت :عفت این کنیزرغبت مرابوی جلب نموده اورا به سیصددیناربه من بفروش کنیزک به زبان عربی می گوید: اگرتوحضرت سلیمان ودارای حشمت اوباشی من به تورغبتی ندارم بیهوده مال خودراتلف مکن.

فروشنده می گوید پس چاره چیست؟منناگزیرم ترابفروشم. کنیزک می گوید:چرا شتاب می کنی؟بگذارخریداری پیداشودکه قلب من به وفوامانت اوآرام گیرد.

دراین هنگام نزدفروشنده برو وبگومن حامل نامه ی لطیفی هستم که یکی ازاشراف بخط وزبان رومی نوشته وکرم ووفاوشرافت وامانت خودرادرآن شرح داده است نامه رابه کنیزک نشان بد هتادرباره ی نویسنده ی آ« بیندیشداگربه وی مایل گردیدوتو نیزراضی شدی من به وکالت اوکنیزک را می خرم.

بشربن سلیمان می گوید : آنچه امام علی النقی فرمودامتثال نمودم چون نگاه کنیزک به نامه ی حضرت افتاد سخت بگریست سپس روبه عمربن زیدکردوگفت :مرابه صاحب این نامه بفروش وسوگندیادنمودکه اگرازفروش او به صاحب نامه امتناع نمایدخودراهلاک خواهدکرد من درتعیین قیمت اوبافروشنده گفتگوی بسیارکردم تابه همان مبلغ که امام به م داده بودراضی شد.

منم پول رابوی تسلیم نمودم وباکنیزک که خندان وشادان بودبه محلی که دربغداداجاره کرده بودم آمدیم درآن حال با بی قراری بسیارنامهی امام رااز جیب بیرون آورده می بوسیدوروی دیدگان ومژگان خودمی نهادوبربدن وصورت خود می کشید.........


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16;ساعت 4:22 بعد از ظهر;  توسط نازنین;